استعاره در بلاغت – انواع و اقسام فرعی آن

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۷-۱۱

استعاره در بلاغت سنتی

استعاره: در بلاغت سنتی استعاره در حوزه ­ی بیان جای دارد و غالباً آن را از مختصات ادبیات و زبان ادبی می­دانند. اولین متنی که به استعاره پرداخته، نوشته­ ی ابو­ ذکریا یحیی بن زیاد کوفی، ملقب به فرا می­باشد. فرا، استعاره را نامیدن چیزی جز با نام اصلیشمعرفی می­کند. جاحظ نیز تعریف فرا را عیناً نقل می­کند . ابوهلال عسگری آن را انتقال عبارت از مورد استعمال لغوی­ اش به مورد دیگری به معنی خاص می­داند. عبدالله بن معتز آن را جانشین کردن کلمه ­ای برای پدیده­ ای معرفی می­کند که پیش از این به آن کلمه شناخته نشده باشد.

پیشوای بلاغت ، عبدالقاهر جرجانی

سرانجام پیشوای بلاغت، عبدالقاهر جرجانی در اسرارالبلاغه چنین می­گوید: « آگاه باش که استعاره فی الجمله این است که واژه­ ای درهنگام وضع لغت اصلی شناخته شده باشد و شواهدی دلالت کند که در هنگام وضع بدان معنی اطلاق می­ شده است. سپس شاعر یا غیر شاعر این واژه را در غیر آن معنی اصلی به کار گیرد و این معنی را به آن لفظ منتقل سازد، انتقالی که نخست لازم نبوده و به منزله­ ی عاریت است». براساس آرای جرجانی این نوع بیان نوعی جانشینی معنایی بر حسب تشابه است و این دقیق­ترین تعریفی است که درباره ­ی این پدیده می­توان به دست داد.

 

استعاره در میان محققان معاصر

تعریف این پدیده در میان محققان معاصر نیز در محدوده  همین تعریف ها سیر می کند. جلال الدین همایی آن را «استعمال لفظ در معنای مجازی به واسطه مشابهت با معنای حقیقی» تعریف می کند. شفیعی کدکنی می نویسد: شاید بتوان گفت که اغلب استعاره های شعری، سابقه  زمانی تشبیه دارد؛ یعنی در آغاز، تشبیهی است و در طول زمان… خلاصه می-شود و به گونه استعاره در می آید. وجه مشترک تمام این تعریف­ ها آن است که استعاره انتقال و کاربرد واژه ای از معنای اصلی خویش در معنا و مفهومی دیگر است که می­تواند بر اساس تشبیه باشد.

 

استعاره اساطیری

استعاره­ اساطیری به گونه ای گفته می­شود که از دوران قبل از ادبیات و عصر اساطیر به جا مانده است و گاهی در آثار شاعران خود را نشان می­دهد؛ مثلاً عطار در منطق الطیر در مورد باز که رمز روح است می­گوید:

مرحبا ای مرغ زرين خوش درآی                       گرم شو در کار و چون آتش در آی

که به قول ما مرغ زرین استعاره از باز است؛ اما جالب است که در عصر اساطیر (به قول نورترپ فرای) که قبل از عصر ادبیات و فرهنگ بوده است، شاهین یا عقاب سمبل خورشید بود و از این رو در آیین مهر پرستی جنبه­ تقدس داشت و از این روست که شاعر ناخودآگاه صفت زرین را که در اصل صفت خورشید است، برای آن ذکر کرده است.

 

استعاره مشاکله

استعاره­  مشاکله نیز به گونه ای گفته می­شود که در آن دو واژه­ ی هم ­شکل در کنار هم آورده شوند، مانند این بیت از خیام:

«بهرام که گور می­گرفتی هـــمه عمر             دیدی که چگونه گور بهرام گرفت»

 

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان