انرژي و نقش درآمد خانوار در مصرف آن

  • توسط لطفی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۱۵

انرژي

انرژي به عنوان نيروي محركه هر فعاليت توليدي جايگاه ويژه اي در رشد و توسعه اقتصادي كه به عنوان برآيند كليه فعاليتهاي اقتصادي يك جامعه است، دارا مي باشد. در حال حاضر انرژي در فرآيند توليد كالاهاي مورد نياز و تامين شرايط مناسب زندگي به طور گسترده مورد استفاده قرار مي گيرد. اين وابستگي روز افزون زندگي بشر به انرژي سبب گرديده انرژي به عنوان يك عامل موثر در رشد و توسعه اقتصادي تلقي گردد.

بنابراين رابطه بين مصرف انرژي و رشد اقتصادي از اهميت خاصي برخوردار مي باشد. از ديدگاه مكاتب مختلف اقتصادي، عوامل موثر بر رشد اقتصادي كه در توابع رشد در نظر گرفته مي شوند، عبارتند از سرمايه و نيروي كار، اعم از متخصص و غير متخصص؛ در الگوهاي جديد رشد عامل انرژي هم وارد شده است. ولي اهميت آن در مدلهاي مختلف يكسان نيست به عنوان مثال برنت و وود در مطالعه اي كه در سال ۱۹۷۹ انجام دادند استدلال كردند كه در تابع توليد كل،مصرف انرژي يك عامل توليد مي باشد كه ارتباط جدايي ناپذيري با رشد اقتصادي دارد.

اقتصاد

بنابراين انرژي يكي از شاخصهاي كلان اقتصادي است كه ساير زنجيره هاي اقتصاد از جمله تامين،توليد،مبادله و توزيع را از خود متاثر مي كند، از اين رو مصرف و مصرف كننده نقش مهمي در روابط اقتصادي دارند.
عوامل مهم و موثر بر سطح مصرف و شكل گيري چارچوب الگوي مصرف جامعه را مي توان از ابعاد مختلفي بررسي كرد، بخشي از اين عوامل اساسي به مسئله درآمد خانوارها باز مي گردد. رابطه بين مصرف و عوامل مختلف(متغيرها) تابع مصرف ناميده مي شود، و درآمد مهم ترين متغير تابع مصرف است.

اما درآمد، يك واژه كلي است و مي توان برداشت هاي متفاوتي از آن داشت؛به عبارت ديگر درآمد را مي توان به صورت درآمد مطلق، دائمي، نسبي، در طول زندگي و … تعبير نمود؛ كه با توجه به هر يك از اين تعبيرها،نظريات متفاوتي ارايه مي شود. تابع و تئوري مصرف، تصويري عالي از نمونه مراحل توسعه دانش در علم اقتصاد را ارائه مي دهد.

اين مراحل ، ابتدا با پيشرفت و كشف مهم مفهومي توسط كينزدر سال ۱۹۳۶ آغاز مي شود و بعد از آن دانشمنداني مانندفريدمن،دوزنبري و موديگيلاني، تئوري هاي دقيق تري از مصرف ارايه داده اند و براي مدت هاي طولاني رابطه مصرف با درآمد و مخارج مصرفي يك رابطه كليدي در تحليل هاي اقتصاد كلان به شمار مي رفت.

مصرف

به طور معمول، بحث مصرف در دو سطح خرد و كلان مطرح است؛ در سطح خرد بحث از اين است كه مصرف كننده با توجه به درآمد خود، به گونه اي مصرف مي كند كه مطلوبيتش حداكثر شود. به همين جهت در سطح خرد گفته مي شود كه اصل با حاكميت مصرف كننده است؛ كه با توجه به درآمد خود ، درباره اين كه چه كالا و به چه ميزان و چگونه توليد شود، اظهار نظر مي نمايد. در سطح كلان ، بيشتر روي قاعده رفتاري كه نسبت مصرف را با متغيرهاي كلان مانند سرمايه گذاري، پس اندز، توزيع درآمد و رشد اقتصادي مشخص مي كند، متمركز مي شود.

اندیشمند

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان