انگیزه

  • توسط مهسا کمیلی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۳۰

انگیزه

اغلب انگیزه را عاملی دانسته اند که رفتاری مبتنی بر هدف پدید می آورد و آن را استمرارمی بخشد. در روان شناسی تربیتی و یادگیری اصلاح انگیزش در مورد عاملی به کار می رود که دانش آموز یا به طور کلی یادگیرنده را برای آموختن درس به تلاش و کوشش وامی دارد و به فعالیت او شکل و جهت می دهد.

انگیزه ،حالات و شرایط دورنی است که رفتارشخص را تحریک می کند و در جهت معینی سوق می دهد و هم چنین عبارت از حالات و شرایط درونی فیزیولوژیک و روانی فرد است که او را به هدف های خاص وادار می کنند که ممکن است شکل های گوناگونی پیداکرده و نام های مختلفی بر آن اطلاق شود ؛

از قبیل احتیاجات ،رغبت ها،امیال،گرایش ها،توجه ،فشار و به هم خوردن تعادل.

پیش از پرداختن به انگیزه تحصیلی و افزایش آن لازم است به انگیزش انسان به طور کلی توجه کنیم.نظریه پردازان و پژوهشگران در مورد انگیزش انسان به دو مقوله نظر دارند:

انگیزه درونی و انگیزه بیرونی .

در انگیزه بیرونی یک عامل خارجی فرد را به انجام کاری خاص برمی انگیزد. برای مثال ،کودکی اتاقش را تمیز می کند تا والدینش اور ا به سینما ببرند یا دانش آموزی که تکالیفش را به خوبی انجام می دهد تا اجازه داشته باشد در بازی فوتبال شرکت کند.

اگر چه تحقیقاتی که در این مورد صورت گرفته است ، به هر یک از این دو عامل به طور جداگانه پرداخته است ولی این دو عامل با وحدت یافتن با هم است که معنا می یابند . در مورد کنترل گفته شده است که به دو بخش تقسیم می شود:

۱-فرصت کنترل

۲-توانایی کنترل

فرض کنید شما فردی هستید که به مسافرت علاقه دارید و دوست دارید که با اتومبیل شخصی خود سفرکنید . در تعطیلات تابستانی به چندشهر سفر می کنید و از نقاط مختلف دیدن می کنید بازهم فرض کنید امسال شخص نیکوکاری کلیه هزینه های سفرشما را برای دوماه تامین ی کند.              او حتی برای شما تعیین می کند که از کدام جاده ها بگذرید و محل اقامت شما را در همه نقاط از قبل پیش بینی و رزرو می کند.

شما فقط کافی است موافقت کنید که چنین پیشنهادی را می پذیرید؟ آیا این سفر هم مانند سفرهای قیلی برایتان لذت بخش است ؟ پاسخ هردو پرسش احتمالا منفی است. زیرا این فرد اختیارشما را از شما گرفته است ؛ گویی شما ماشینی هستید که هرچه وی دستورمی دهد باید اجراکنید، در چنین سفری هرگز احساس نمی کنید که خودمختارید.

الگوهای انگیزشی

طبق نظر دسی و همکارانش،(۱۹۸۵)هنگامی که افراد خود را با کفایت و خودمختار ادراک می کنند مایلند دارای انگیزه درونی باشند ،رفتار این افراد از درون هدایت می شود . این افراد به دیگران و یا به وقایع بیرونی به راحتی اجازه نمی دهند تا برآنها تاثیربگذارند.

برای مثال ، اگر فردی انگیزه درونی برای خواندن داستان دارد،آن را حتما به آسانی خواهد خواند ، زیرا در این فرایند رضایت و خشنودی درونی احساس می کند ، و به این دلیل به داستان علاقه ندارد که فرضاً هر وقت داستان می خواند مادرش او را تشویق می کند.

همچنین دلیل این نیست که از چیزی می ترسد(فرضا نمره بد). او این داستان را می خواند چون آزمایش کردن و عبرت گرفتن از زندگی دیگران برایش رضایت بخش است.

برای مثال ،معلمانی که از پاداش های بیرونی برای بهبود انگیزش درونی استفاده می کنند موجب کاهش انگیزش می شوند . رفتارهای این افراد از بیرون هدایت می شود ،یعنی وقایع بیرونی و دیگر افراد در رفتار و تصمیم گیری های آنها نقش بسیارمهمی ایفا می کنند .

افرادی که خود را بی کفایت می شمارند،اغلب به افراد با کفایت از خود توجه می کنند. آنها در پی فرصت هستند تا با افراد با کفایت تر از خود رابطه برقرار کنند و از امتیازات آنها بهره گیرند و یاممکن است روش هایی باشند تا از افراد باکفایت تر از خود دوری کنند .

به این ترتیب ،افرادی که خود را به صورت «آلت دست»ادراک می کنند مایل اند تا توجه زیادی به کنترل کنندگان و راهبردهایی کنند که آن فرد آلت دست ممکن است در مقابل کند و یا تسلیم شود.نتایج در هردو مورد از برخی جهات متشابه است.

این افراد در مقایسه باآنهایی که توجه بیشتری به احساس خودشان از خشنودی و رضایت شخصی دارند به دیگر افراد و وقایع بیرونی اهمیت بیشتری می دهند

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان