تاریخ در ترازو – تفکر تاریخ نگری و تاریخ نگاری دکتر عبدالحسین زرین کوب

  • توسط اعرابی
  • ۱۳۹۹-۰۶-۲۶

محتوا و جزئیات اثر عبدالحسين زرين كوب

تاریخ در ترازو  نوشته عبدالحسين زرين كوب شامل يادداشت‌هاي درس‌هاي مكاتب تاريخ نگاري و فلسفه تاريخ  است که در نيمه اول دهه پنجاه در قالب اين كتاب در دسترس همگان قرار گرفته است. تاريخ مقدمة كتاب و چاپ اول آن در سال ۱۳۵۴ منتشر گر دیدكتاب ۳۲۳ صفحه دارد و شمارگان چاپ سوم آن ۴۴۰۰ نسخه و قطع آن وزيري است. كتاب تاریخ در ترازو  داراي دوازده فصل به شرح زير است: فايده تاريخ: لذت يا شناخت؟؛ تاريخ و اسطوره؛ سنت‌هاي تاريخ‌نويسي؛ تاريخ نويسي در يونان و رم؛ اروپا و تاريخ‌نگاري، بازجويي و بازآفريني؛ تاريخ و شناخت؛ نقد و ارزيابي؛جست‌وجوهاي‌ تازه؛انديشه تاريخ‌نگري؛افق‌هاي ناكجاآباد  و كارنامة تاريخ. يادداشت‌هاي هر فصل به صورت يكجا در پايان كتاب آمده است (صص ۲۷۵ـ۲۹۰) و كتابنامة گزيده نيز در ۳ صفحه، منابعي را حول شش محور زير ـ و گاه همراه با اظهارنظرهايي پيرامون منابع ـ معرفي كرده است.

چند كتاب فارسي و عربي در مباحث تاريخ؛ همچنين از سايركتاب‌ها در باب ارزش و ماهيت تاريخ؛ نقد و روش‌هاي تاريخ‌نگاري؛ دربارة مورخان و تاريخ‌نويسي؛ تاريخ‌گرايي و هدف تاريخ؛ فلسفه و پيام تاريخ نيز استفاده نموده است. فهرست‌هاي كتاب نيز در شش بخش از صفحة ۲۹۵ تا پايان كتاب را به خود اختصاص داده است: نام كسان؛ مكان‌ها؛ كتاب‌ها، رسائل، نوشته‌ها؛ نژادها، سلسله‌ها، فرقه‌ها، مذهب‌ها، زبان ها، خط‌ها و اصطلاحات. صفحه بندي و جنبه‌هاي فني كتاب در مجموع خوب است؛ به ويژه ، با در نظر گرفتن اينكه امور فني كتاب متناسب با امكانات دهه پنجاه است و چاپ‌هاي بعدي كتاب افست شدة همان چاپ اول. در ادامه نگاه مروری به بخشی از این کتاب داریم .

رابطه میان مرور تاریخ و احساس تزلزل و مرگ

بخشی از کتاب در رابطه با مرور تاریخ و احساس تزلزل و مرگ بدین شرح است: وقتی من کودک بودم در خارج شهر ما- بروجرد -چیزی مثل یک گورستان متروك بود که مکرر در رفت و آمد به ده گذرگاه ما می‌شد. سنگهای کبود که تیغه هاشان از خاك بیرون آمده بود منظره‌ای غریب به این گورستان می‌داد. نمی دانم در آن سال‌های کودکی از که شنیده بودم که آنجا گورستان شهداست : گورستان عرب‌هایی که در دنباله جنگ نهاوند در این حدود آمده بودند و به دست ایرانیان کشته شده بودند. بعدها هر وقت از آنجا می‌گذشتم، درباره آمدن عرب‌ها به ایران، درباره واقعه نهاوند، و درباره برخورد سختی که می‌بایست اینجا در بین دو سپاه روی داده باشد فکر می‌کردم.

تاریخ در ترازو – تفکر تاریخ نگری و تاریخ نگاری دکتر عبدالحسین زرین کوب

مقاومت نومیدانه‌ای را که مردم بی‌سلاح یا بی‌دفاع در مقابل این یک مشت بیگانه‌ای که اسلحه عمده خود آنها نیز چیزی جز اعتقادی استوار و ایمانی راسخ نبود، می بایست در آن روزهای بعد از واقعه نهاوند در این نواحی از خود نشان داده باشند با تمام آنچه از وحشت، نومیدی، و قهرمانی در آن هست، پیش چشم مجسم می کردم و اشباح مهاجمانی را که درین نقطه از باقی لشکر خویش جدا مانده بوده‌اند و بدست مردمی که تمام وجودشان بر ضد آنان مجهز بوده است به گور رفته بوده‌ اند در میان چکاکاك نیزه و شمشیر در حرکت می دیدم. آیا از تأثیر همین منظره بود که مکرر هر جا فرصت یافته ام در آنچه راجع به تاریخ ایران نوشته‌ام صحنه‌های این جنگ‌ها را تصویر کرده‌ام؟

توجه به گورستان در تاریخ در ترازو

…و تجربه قبرستان شاید خالصترین فلسفه های تاریخ را به انسان ظلوم و جهول تلقين تواند کرد. در این میعادگاه نهائی انسان، کیست که نتواند حاصل تمام جنب و جوش‌های تاریخ انسانیت را در مفهوم واقعی پوچ، و آنچه در کتاب جامعه تورات “باطل اباطیل” خوانده شده است بازیابد؟ تماشای یک قبرستان نه فقط عبرت و تأثر دارد، گه گاه مايه الهام مورخ نیز هست. تمام اینگونه آثار گذشته در عین حال مدارك مادی تاریخ بشمارند و در خاطر کسانی که ذوق و وجدان تاریخی دارند تأثیر می گذارد.

توجه به گورستان، به خرابه های متروك، و به آنچه در شهر ما از گذشته های دور باقی مانده بود بی شک از چیزهایی بود که مرا به دنیای تاریخ می کشانید. شاید امروز مضحك به نظر بیاید اما اشخاص دیگر هم بوده‌اند که پیش از این از همین دالان گورستان وارد سرزمین تاریخ شده‌اند. ژول میشله ، مورخ فرانسوی هم که در ۱۸۹۹ صحبت از خاطرات کودکی خویش می‌کرد، تأثیری را که اقامت در مجاورت گورستان پرلاشز در وی کرده بود از اسباب توجه خود به تاریخ می‌یافت.

بدون شکی تاریخ، زندگی است یا تمدید زندگی است در بعد گذشته آن. معهذا، این مثال قبرستان را که درباره آن ذکر کردم نباید فقط یک نوع تجربه شخصی یا مورد تصادفی تلقی کرد. من خود در این نکته انعکاس رابطه‌ای راکه بین تاریخ و مرگ هست، می یابم. آیا این نیز که پاره ای تاریخ‌های مهم يونان و رم در دنبال جنگهای مدیک و پونیکی تالیف شد و پاره‌ای تواریخ معروف ایران بعد از فاجعه مغول و تاتار بوجود آمد یک انعکاس دیگر از این ارتباط بین تاریخ با احساس تزلزل و مرگ نیست؟

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
29 − 15 =


اخبار

سینما و هنر

جهان