تحریم اقتصادی در سیاست بین‌الملل

  • توسط اعرابی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۲۶

جایگاه تحریم اقتصادی در سیاست ‌بین‌الملل

تحريم اقتصادي در سياست بين الملل جایگاه ویژه‌ای دارد  تحریم اقتصادی در سیاست ‌بین‌الملل در واقع مورد بررسی علمی واقع می شود. تحریم اقتصادی در سیاست بین الملل  در قرن ۲۱ شکل نوینی به خود گرفته است چرا  که استراتژي جنگ اقتصادي در جريان خصومت‌هاي جاري عصر نوين داراي اهداف بسيار گسترده تر از مفهوم سنتي است.

از۱۹۹۰میلادی به بعد ماهیت تحريم دچار تغيير شد؛ بطوري كه از تحريم به عنوان سياست برتر يا جايگزين ابزار نظامي با هزينه كمتر ياد مي شود.
در بین مکاتب مختلف سیاست ‌بین‌الملل ، رویکر رئالیسم در تبيين تحريم اقتصادي بين كشورها کاربرد بیشتری دارد.

 رئالیسم و تحریم اقتصادی

از ديد ورئالست‌ها روابط بين‌الملل در يك وضعيت خودسر شكل مي‌گيرد. دراين وضع نهادي كه قادر به حفظ نظم و منافع ملی بوده ، و يا، ديگر كاركردهاي حكومت را داشته باشد وجود ندارد.
هيچ فرايند سياسي متمركزي كه دولت‌ها بتوانند براي دستيابي به اهداف متضاد با اهداف سايرين،ا زطريق آن اقدام كنند ديده نمي‌شود. از این رو دولت‌ها به خودياري متوسل مي‌شوند و به منظور دستيابي به اهداف خويش هرچه تلاش مي‌كنند تا بر ديگر دولت‌ها تأثير گذارند.

ابزار نفوذ سیاسی

نفوذ نياز به ابزار دارد.كه اين ابزارها عبارت است از:
۱-متقاعد سازی و تبلیغات
۲-تحریم اقتصادی
۳-ديپلماسي
ابزارهاي مزبور نشان مي‌دهد نفوذ به ترتيب از صلح آميز به قهر و اجبار صعود مي‌كند.
از ديد رئالیست‌ها استفاده از ابزارهاي مزبور يك واقعيت زندگي است. بايد اذعان نمود كه در بحث میزان موفقیت تحريم، مسائل روانشناختي هم تا حد زیادی دخیل هستند.

پایه نظری استراتژی تحریم

پايه نظري ابزار اقتصادي در سياست خارجي محكم است. اين پایه داراي دو فرض اساسي است.
۱- قطع رابطه تجاري و تحريم اقتصادي
۲- عدم استفاده از سود تجاري

تحریم اقتصادی از منظر ناسیونالسیم

سابقه درخشان تحریم به دهه ۱۹۳۰ میلادی بر ‌می‌گردد . با در نظر گرفتن سه مکتب مكتب ليبراليسم، كمونيسم و ناسیونالسیم به عنوان مكاتب مسلط در روابط ‌بین‌الملل، جايگاه تحريم اقتصادي در مكتب سوم واقع مي شود، زيرا در تحريم اقتصادي،كشور تحريم كننده جريان تجارت آزاد بين كشورها را،كه اساس ليبرالیسم است مورد سوال قرار مي دهد.

تحریم از منظر جامعه شناسی سیاسی

تحريم‌هاي اقتصادي كه با هدف مداخله يا بي ثبات سازي حکومت كشور تحريم شونده اعمال مي شود، از زاويه جامعه شناسي سياسي مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد، زيرا در اين از تحريم فشار متوجه حداقل بخشي از جامعه است تا از اين طريق بين مردم و حكومت فاصله ايجاد شده و مشروعيت حكومت از ميان رفته و سرانجام زمينه بي ثباتي بوجود آيد.
.در بي ثبات سازي، موفقيت تحريم به آن دسته از جوامعي نسبت داده مي‌شود كه نسبت طبقه متوسط بيش از طبقه فقير و ثروتمند باشد.

تحریم از منظر عملیات روانی

تحريم اقتصادي از منظر عمليات رواني يا روانشناسي سياسي نيزم قابل تبیین است. تحريم اقتصادي مي‌تواند نقش بسيار مهمي در ايجاد ذهنيت داشته باشد. رفتار انسان ناشي از خلق و خوي دروني و برداشت و دركي است كه نسبت به واقعيت هاي خارج از خويشتن دارد. در يك منازعه يك طرف قادر است در برداشت رقيب نسبت به عالم خارج مداخله كند.
فشار خارجي از جمله تحريم اقتصادي ابزاري است به منظور سمت دهي ذهن مخاطب به جهت مطلوب. درسطح فردي ، تنبيه مي‌تواند با انگيزه هاي مختلف از جمله تسكين رواني خويشتن باشد. در اينجا تنبيه براي تنبيه است، بدون آنكه عكس العمل تنبيه شونده مورد نظر باشد. چنين عملكردي در سطح حكومت ها نيزامكان پذير است. لذا ارزيابي موفقيت تحريم امري بسيار مشكل است و نیازمند بررسی سایر جنبه‌ها می‌باشد.

قبلی «
بعدی »

1 دیدگاه

  1. Viagra Et Consequences [url=http://crdrugs.com]canadian cialis[/url] Levitra Durata Order Periactin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان