تعريف روانشناسی هنر

  • توسط مهسا کمیلی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۱۹
رنگ

تعريف روانشناسی هنر

تعريف  روانشناسی  هنر ، مطالعه حالات رواني هنرمند ، هنرشناس ، هنر پيشه و دوستدار  هنر زيبائي است.

از  زمان  افلاطون و ارسطو ( فيلسوفان  يونان  باستان ) تا كنون  مكرراً در رابطه با طبيعت هنر  و هنرمند و خلاقيت هنري بحث شده و باورهائي در رابطه با « پزشكي » و « هنر » وجود دارد. به اعتقاد افلاطون، شاعر به عنوان هنرمند موجودي است مقدس و هر گز براي او امكان ندارد كه شعري سرايد مگر اينكه به وي الهام شود.

در اوايل قرن نوزدهم دانشمندان چون شلينگ، هربارت و شوپنهاور نتيجه گرفتند كه آفرينش هنري با ضمير ناخودآگاه انسان ارتباط دارد. فون هارتمن نيز توضيح داد. كه تداعي انديشه ها به وسيلة تمايلات ناخود آگاه راهنمائي مي شود.

و رويا و آفرينش هنري نوعي فعاليت ناخودآگاه است.

هنرمند طبعي درون گراداشته و از مبتلايان به اختلالات رواني چندان دور نيست.

هنرمند طبعي درون گرا داشته و از مبتلايان به اختلالات رواني چندان دور نيست اما براي تامين كام روائي خود وسيله اي ندارد.   پس مانند تمام ناكامان به واقعيت پشت كرده ولي در عالم چنان دنيائي مي سازد.

كه هر روح گرسنه اي براي آسايش و تسلي خود جوياي آن است روي اين اصل مورد ستايش مردمان واقع شده و آنچه را  كه ممكن بود فقط در واقعيت بدست آورد از طريق خيال تحصيل مي كند.

و به قول زيگموند فرويد: « از خيال بافي به واقعيت راهي است و اين راه هنر است.».

روانشناسي هنر

روانشناسي هنر مي كوشد تانفس آدمي را بررسي كرده و رابطه ميان ضمير ناخود آگاه و وجدان نهان و اعمال و احساس او را كه همان هنر است بيابد.

هنر درماني

هنر درماني، شامل گسترده اي از كاربردهاي درماني عناصر هنر بصري است.

كه در يك سوي اين طيف هنر به عنوان وسيله اي براي برقراري ارتباط غير كلامي مورد تاييد است.

هنر در پيوند با تداعي كلام و تفسير آن و آثار هنري امكاناتي را فراهم مي كند.

براي  درك و  فهم  حالات  هيجاني كه در مراجع وجود دارد.    در سوي ديگر اين طيف درمان از خود فرآيند هنري مشتق مي شود.

سودمندی از طیف هنر

اين سودمندي مربوط به قدرت هنر مي شود. كه قادر است.   نيروهاي متعارض درون فردي، بين فردي و جامعه را بهبود بخشد.  و سازگاري بهتري را براي صاحب اثر هنري ايجاد كند.

هر متغير هنري كه بتواند پايه و اساس درماني داشته باشد.  مي تواند ميان تجارب دروني و بيروني فرد پلي به وجود آورد.

در تعريفي ديگر، هنر درماني يعني درمان و شفا بخشي آشفتگي هاي رواني.

از طريق واسطه هاي هنري كه از طريق آن درمانجو مي تواند درون خود را آشكار كرده و به درمانگر كمك كند.

کمک هنر به درمانگر

تا آنچه را او ارائه كرده تحليل نمايد و در جهت شيوه هاي درماني ديگر گام بردارد.   هنر درماني اساساً تعبير و تفسير از تداعي ها و ارتباطات كلامي مراجعين و قانونمند.  كردن رفتارها در يك سطح وسيع است.

هنر درماني بايد مراجع را قادر سازد.  تا درك مناسبي از ميزان ظرفيت ها و توانائي هاي فردي خودش كسب كند.

عناصري كه انتخاب مي شوند بايد اهميت بسزائي در درمان داشته باشند.

به عنوان  مثال  براي  افراد  سالمند  و  كم  توان  جسمي  بايد از مواد وسايلي استفاده كرد. كه براحتي تغيير شكل پيدا مي كند.

هنر در افراد افسرده

مثلاً از خميرهاي نرم يا خاك رسي كه به راحتي شكل مي گيرد.

و يا براي افراد افسرده نبايد از وسايل هنري گران قيمت و يا زيبا استفاده شود.

كه  او  از  ترس  خراب  كردن  آنها  از  انجام كار هنري مضطرب شود. در ضمن بهترين فايده هنر درماني را زماني مي توان مشاهده نمود.

كه در كنار ساير شيوه هاي رواندرماني باشد. و هنر درمانگر زماني مي تواند موفق باشد.

كه مسلط به چند روش ديگر نيز باشد تا بتواند بهترين تحليل را از كارهاي هنري بنمايد.

هنر درماني براي كودكان و نوجوان

كودكان در دوره هاي مختلف رشد خود از نوزادي گرفته تا نوجواني مي توانند.   از هنر درماني و آموزش هنر استفاده هاي بسياري برند. امروزه در كودكستان ها و مدارس سرتاسر دنيا معمولاً براي آموزش مهارتهائي چون مهارتهاي اجتماعی همه‌ی نوشته‌ها ، اعتماد به نفس، كاهش استرس و اضطراب و ايفاي نقش از برنامه هاي آموزش هنر نظير موسيقي و نقاشي استفاده گوناگوني مي شود.

 

نورو پسيكولوژي هنر

يكي از جنبه ها و ابعاد درك تصوير يك نقاشي كه ذهن بسياري از پژوهشگران را به خود مشغول ساخته اين نكته است.

كه ظاهر يك تصوير زمانيكه به طور آئينه اي در مغز منعكس مي شود تغيير مي كند.

بنابراين  جهت خارجي يك تركيب هنري روش ادراك آنرا تغيير مي دهد.

و اين درصورتي است كه سازماندهي و تركيب  محرك همان است.

نورو پسيكولوژي هنر در افراد

لووي اولين فردي بود كه اين پديده را از ديدگاه نوروپسيكولوژي توضيح داد.   او دريافت زمانيكه مردم تصاوير و عكسهاي نامتقارن يك چشم انداز را نگاه مي كنند.   تصاويري را ترجيح مي دهند كه از نظر محتوا اهميت بيشتري دارند.  و اين اهميت محتوا در سمت راست فضاي چشم انداز قرار دارد.

نيمكره هاي مغز و خلق هنر

مهارت هاي زيادي در خلق و ايجاد اثر هنري دخالت دارد .  همانگونه كه در كارها و آثار هنري هنرمندان وديگر افراد با آسيب مغزي نشان داده شده است.  اين  مهارت  هاي  خاص  به  عنوان  استعدادهاي  شناختي  نيمكره  راست و نيمكره  چپ  شناخته مي شود .

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان