جایگاه مولانا در ادبیات

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۰۲
  • ۹۶ بازدید

جایگاه مولانا در ادبیات

مولانا: هفتصد سال است که آثار مولانا زبانزد عارفان اهل حال و دانشمندان اهل قال بوده و از حیث مطالب و سبک چیزی از آثار وی کهنه نشده است، بلکه باید گفت مرور زمان بر درخشندگی این آثار افزوده است. بهترین یادگار ایام صحبت مولانا با حسام الدین، بی گمان نظم مثنویست که یکی از مهمترین آثار ادبی ایران و بی هیچ شبهتی بزرگترین و عالی ترین آثار متصوفه اسلام می باشد که شامل شش دفتر، در بحر رمل مسدس مقصوراست،

منشا ظهور مثنوی معنوی

باعث ظهور این نغمه آسمانی و نوای یزدانی حسام الدین چلبی بود که از مولانا درخواست تا به وزن «حدیقه سنائی» یا «منطق الطیر عطار» کتابی که جامع اصول طریقت و حاوی اسرار عرفان باشد منظوم سازد. قدیمی ترین نسخه ی مثنوی محفوظست در موزه قونیه و در سال ۶۷۷ استنتاخ شده و این نسخه بیست و پنج هزار و ششصد و چهل و نه بیت است.

 

مثنوی از دیدگاه بزرگان

مرحوم سید جلال آشتیانی فیلسوف و عرفان شناس مشهور، مثنوی را یکی از ارزشمندترین و وصف ناپذیر ترین سبک در عرفان و تصوف اسلامی معرفی می کند؛ ایشان آن را از حیث اشتمال بر مباحث توحیدی و مبانی عرفانی و دینی جزو کتب درجه اول صاحبان حکمت و معرفت قرار می دهد و معتقد است که: « اشخاصی چون مولوی به مقامات بالاتری از مقولات عقلی نایل آمده اند و از ظواهر امر عبور کرده و بر نعمت فهم معانی باطنی قرآن دست یافته اند و از سطح ظواهر الفاظ گذشته از مرتبه علم الیقین به مرتبه عین الیقین و حق الیقین رسیده اند و توانسته اند غامض ترین مسائل عرفانی را کشف کنند و به ساده ترین زبان بیان نمایند و از نحوه بیان و تقریر وی پیداست که خود سالک این راه بوده و مضامین عرفانی را تحریر کرده است”

مختصات مثنوی مولانا

گستردگی و وسعت فکری او آنچنان بوده که مثنوی را به صورت دریایی از موضوعات متعدد در آورده است. موضوعات مختلفی دراین کتاب مورد تفسیر و نقد قرار گرفته است که بر طبق نظر صاحب «مرآت المثنوی»  در حدود ۱۲۸۱ موضوع مي باشد.معارفی را که وی در مثنوی به آنها اشاره کرده است دارای جذابیت بسیار فوق العاده ای است. کسانی که با آگاهی از فلسفه ها و علوم انسانی در پرتو جذابیت مثنوی قرار گیرند شگفت انگیزی اثر را ملاحظه خواهند کرد.

زبان مثنوی

«معارفی که در مثنوی ارائه شده است نشان از هماهنگی عقل و دل او در بیان آن مطالب است و حاکی از این واقعیت که مولانا آن معارف را در درون خود شهود کرده است و با زبانی بسیار ساده آن معارف ارزشمند و عمیق را در اختیار محققان و پژوهشگران قرار داده است. در مثنوی به زبان مردم حرف زده است. زبان او از وضوح و روشنی خاصی برخوردار است. در کنار روشنی زبان وی در مثنوی، فهم معنای بسیاری از ابیات دشوار می نماید که نیازمند تامل در آنها می باشد.

عظمت و کمال مثنوی

در زمان مولانا نیز مواقعی معنای پاره ای از ابیات را از خود مولانا سوال می کردند و او بازگو می کرد. زبان مولانا در مثنوی دارای دو ویژگی است که یکی وجود لغات و تعبیرات طرفه و بدیع و طرز استعمال آنهاست و دیگری الفاظ و تعبیرات هر قصه به طرز ماهرانه ای مناسب با مضمون قصه هاست.آنچه هندسه ذهنی شاعر را در مثنوی چنانکه باید حساس و دقیق نشان می دهد کشف وحدت، جامعیت و تمامیت آن است وعظمت وکمال مثنوی حتی در آنچه به جنبه شعر و شاعری آن تعلق دارد در همین است.بزرگان زمان مولانا نیز از نحوه بیان و زبان مولانا اظهار شگفتی می کردند.

تعجب بزرگان از بیان مولانا

معروف است که یکی از بزرگان زمان مولانا در این باره از او می پرسد که « در تعجبم که شما مسائل بس عمیق را به نحوی که قابل فهم همگان باشد چگونه در سلک نظم می آورید؟  فرمود: من در حیرتم که همین مطالب آسان را شما به نحوی بیان می کنید که بسیار صعب المنال و پیچیده ومشکل می نمایدشیوه بیان عامیانه و انتخاب زبان آسان و عمومی به هیچ وجه از قدرت شعری و اندیشه مولانا نکاسته است. مثنوی همانگونه که از لحاظ بیان معارف عرفانی دریای موّاجی است از لحاظ شعری نیز در حد کمال قرار دارد و در شعر نیز ایجاز و اعجاز مولانا مقام ارزشمند او را نشان می دهد.

راز موفقیت مولانا

«راز موفقیت مولانا در مثنوی خود جوشی و رهایی سخن وی از هر قید و بند و قاعده ای می باشد.»او چندان در بند قاعده های محدود کننده اسیر نمی شود و هر کجا که لازم ببیند قاعده شکنی می کند و هدف خود را که بیان معانی و مطالب عرفانی است مد نظر قرار می دهد.

او معتقد است خداوند خواهان رساندن رحمت به موجودات است بدون هیچ علت و غرضی بنابراین مخلوقات مهرورزی را باید از او بیاموزند.در ابیات سه دفتر اول مثنوی جلوه های لطف الهی به خوبی پیداست ، با بررسی آن ها مشخص میگردد که در میان جلوه های مختلف لطف الهی آفرینش هستی،تداوم حیات،اسباب طبیعی مفید برای حیات، وجود انبیا و صالحان،تربیت و هدایت انسان، عقل و علم، امتحان الهی و سختی های زندگی، و رویت در نظر مولانا دارای اهمیت ویژه ای می باشد.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان