رامبد جوان – خندوانه بماند برای روزهای بهتر، برای روزهای دورتر.

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۱۲-۱۲

توضیحات رامبد جوان در خصوص سری جدید خندوانه

رامبد جوان در خصوص ساخت سری جدید خندوانه که این اواخر شایعات زیادی درباره ساخته شدن و نشدن این مجموعه تلویزیونی و مهاجرت رامبد جوان از کشور، در شبکه ها و رسانه های مختلف دست به دست می شد پستی جدید در اینستاگرام خود منتشر کرد و به قولی نسخه ی خندوانه را پیچید. او طی انتشار متنی در صفحه ی خود گفت: « فصل جدید خندوانه بماند برای روزهایی که بی دغدغه تر زیر یک سقف جمع می شویم. بماند برای روزهایی که با خیال آسوده، نفس عمیق می کشیم. بماند برای یکی از روزهایی که اگر یکی از ما عطسه کرد، دیگران با صدای بلند به او بگویند: عافیت باشه. بماند برای روزهایی که من و گروهم هم دل خوش داشته باشیم. که بخواهیم با شما تقسیم کنیم. ..»

«خندوانه بماند برای روزهای بهتر»

کارگردان و مجری خندوانه در ادامه متن خود نوشت: «خنداونه بماند برای روزهای بهتر… خندوانه بماند برای روزهای دورتر. به امید عافیت، سعادت و همدلی. دلتنگ شما، رامبد جوان. دهم اسفند سال نود و هشت.»

با توجه به متن جدید رامبد جوان در اینستاگرام و همچنین مصاحبه ها و صحبت های قبلی وی در خصوص ساخت سری جدید حندوانه معلوم شده است که اگر چه این کارگردان و مجری در حال حاضر امکان ساخت خندوانه را ندارد، اما حتما این پروژه در برنامه های او هست و سر فرصت مناسب ساخته خواهد شد.

قبلی «
بعدی »

1 دیدگاه

  1. بیشتر ما ایرانی ها، به نوعی دچار نسیان هستیم؛ اگر کمی دقت داشته باشیم، متوجه می شویم که این فضاسازی های جدید، تلاشی دوباره برای حضور رامبد و درواقع، بازارگرمی برای حضور مجدد وی و برنامه های وی است. اخیراً، به دلیل موضوع ویروس کرونا، برخی مسؤولان، به دنبال ایجاد نشاط در بین مردم هستند؛ این خوب است اما به چه قیمتی؟ بازپخش چند برنامه از خندوانه در روزهای اخیر، آنهم از شبکه یک سیما، نشان از این بسترسازی دارد و این درحالی است که اعتراضات گسترده ای از سوی مردم متوجه رامبد، به جهت حضورش در کانادا بوده است که همه، ماجرا را می دانند. ما در مقطعی، پایان عمر هنری آقایان: رامبد جوان و همچنین امیرمهدی ژوله و پرویز پرستویی را هم به جهت حمایت غیرمنطقی اینان از نامبرده داشتیم و این موضوع، ادامه دار است. سلام… حالتون خوبه؟ بله… مردم عزیز ایران، ما شمارو خیلی دوست داریم… شما، خیلی قشنگین… خیلی… یه سری بزنیم به کانادا برگردیم… به نظر می آد مقصر اصلی، آقای رامبد جوان نیست؛ مقصر، سیستم ناکارآمد و معیوبی است که در چندساله اخیر، به رامبد جوان ها، پروبال داده تا به این حد برسند و رشد کاریکاتوری داشته باشند؛ سیستمی که اجازه داده شخصی مثل ایشان، به راحتی در برنامه زنده ای، رودررویِ میلیون ها مخاطب، روی آنتن برود و با مردم صحبت کند و حرف های پیش پا افتاده، تکراری، اراجیف و گاهی جنسی و مبتذلی را با کمک جناب خان و سایر عوامل، به خورد مردم بدهد. مقصر بعدی، من و تو و ماها هستیم که می نشینیم پای برنامه این آقا و امثال این آقا و اعتراض مؤثری هم به مبادی رسمی نمی کنیم و چه قدر هم وقت مردم تلف و گرفته می شود با این برنامه هایی که آخرش هم چیزی عاید نمی شود. در کشور ایران، چون معمولاً بیشتر جاها و در بیشتر سطوح، رانت هست و اشخاص، با شایستگی، بالا نمی آن، نتیجه اش این می شه که داریم می بینیم. آقای رامبد جوان، شخصیت متزلزلی دارد و یک هنرپیشه ای است که در زندگی واقعی و مناسبت های اجتماعی نیز رل بازی می کند. اگر ایرانی جماعت هم پای این برنامه ها می نشیند، معمولاً از سرناچاری و به خاطر دنبال نشاط اجتماعی بودن و فرار از وضع موجود است؛ چیزی که مسؤولان، کم به آن پرداخته اند و نتیجه اش، افسردگی و در برخی موارد، متأسفانه پناه بردن به مواد مخدر و الکل و… برای لحظه ای، خوشِ الکی بودن بوده. امیدوارم صدا و سیما، به خودش بیاد و از نخبگان فرهنگی هنری استفاده کند و یک پالایش جدی در مجموعه خود بکند و نخاله های فرهنگی و هنری را که اسم درکرده اند و به وقتش، حتی وطن فروشی هم می کنند، کنار بگذارند. به نظر من، وضع حمل این شکلی در جایی دیگر، آنهم صرفاً به خاطر امتیازات مادی، نهایت حقارت یک شهروند ایرانی بود و چنین شخصی، دیگر اجازه ندارد با ایران ایران گفتن، مردم را گول بزند و به شعور ایرانی ها توهین کند. تازه این شخص می خواهد الگوی نوجوان و جوان ایرانی ای باشد که برنامه هایش را دنبال می کنند. قطعاً آن دیوار اعتماد کذایی که رامبد جوان ساخته بود، در ذهن بسیاری از بینندگان، با این عملکرد سخیف ایشان، به یکباره فرو ریخت و از آن اوج کذایی که درواقع حبابی بیش نبود، به حضیض ذلت، تنزل کرد و مردم آگاه ایران، متوجه فریبکاری ایشان و عوامل برنامه شدند و این قسمت قضیه البته بهتر است به نظرم. به عنوان یک ایرانی، پیشنهاد می کنم یک کمپینی هم در فضاهای مختلف مجازی برای رد چنین شخصی و ممانعت از حضور مجدد ایشان، راه اندازی بشود و اعتراض ها به گوش مسؤولان برسد تا به لودگی ها و ستاره مربع ها و صرفاً خنداندن ها، پایان داده شود. ایرانی جماعت، اگر وضع معیشت خوبی داشته باشد که ندارد، ایرانی اگر نیازهای فیزیولوژیکی اش بدون حقارت، حل بشود و قدم به مراحل عالیه انسانی بگذارد و دغدغه ای نداشته باشد، خودش از عمق جان، خواهد خندید و نیازی به اینگونه دلقک بازی ها ندارد. در مورد آقای ژوله، این آقای خنده بلد! هم که اظهارنظر عجیبی کرده بودند در حمایت از رامبد و به مردم سرزمینش، طعنه زده بودند و شماتت نموده بودند، عرض می کنم: آقای امیرمهدی ژوله تحلیل های درستی را از شما انتظار ندارم و این حرف ها از شخصی مثل شما بعید نیست و خیلی هم عادیه؛ چون شما اهل تفکر و تحلیل نیستید و سواد این کار را هم ندارید و کارتان، خنداندن صرف است آنهم به هر قیمتی و به هر طریقی. شماها، رسالت اصلیتان را فراموش کرده اید متأسفانه و اینها که گفته بودید، رسالت نیست. مردم ایران، هنرمندان صادق را دوست دارند و محبوبیت هر هنرمندی، در گروه صداقتش است. آقای ژوله، مردم ایران هنوز شعرخوانی غیراخلاقی و لودگی آشکار شما را با عنوان عموسبزی فروش که در هندوستان، یه عده خانم را که خب طبیعتاً زبان شمارو نمی دونستن، دور خودتان جمع کرده بودی و همگی آنها را سرکار گذاشته بودی، فراموش نکرده اند؛ این کارتان، در کنار همه توهین ها و ابتذال های هنری قبلی و بعدیتان، درواقع، توهین آشکار و بدون هرگونه توجیه، به جنس زن هم بود. من هروقت این فیلم شمارو می بینم، به نوبه خود، متأثر و از عمق جان، ناراحت می شوم که اشخاصی مثل شما، اسمشان را هنرمند! گذاشته اند. به نظرم، هنرمند، قبل از اینکه یک هنرمند باشد و هنرنمایی بکند، باید بتواند یک انسان باشد تا یک پیام عالی انسانی را منتقل نماید. این دوستتان رامبد جوان، در رفتن به کانادا بدجوری مفتضح شد و دستش رو شد و مردم فهمیدند که اینهمه مدت را داشته رل بازی می کرده. شما هم با این اظهارنظر متعصبانه و جانبداری غیرمنطقی و عجولانه تان از اقدام ایشان، مقبولیت اندکتان را هم از دست دادید. در مورد آقای پرستویی هم که اظهارنظر کرده بودند، عرض می کنم: آقای پرستویی شما چندسالی است کار اصلیتان را رها کرده اید و به اظهارنظرهای مکرر در مسائل و حوزه هایی می پردازید که سواد و تخصصش را هم اصلاً ندارید و سخنان بی اساسی را از اینو اون، بلغور می کنید و کار را خراب می کنید. این به شدت از محبوبیت و مقبولیت شما که به خاطر برخی آثارتان، خوب در دل مردم جا باز کرده بودید و درخشیده بودید، می کاهد و کاسته که در نظرهای کاربران در فضاهای مجازی هم کاملاً مشهود است. شما می توانستید همچنان، محبوب و مقبول باقی بمانید اما اکنون، وضع طور دیگری است و خودتان می توانید آن را تشخیص بدهید. من نظر شما را در این مورد، چندین بار مطالعه کردم؛ همه اش سفسطه گویی بود. یک بار دیگر، خودتان نظرتان را به دقت، مرور کنید؛ ببینید خودتان اصلاً می فهمید چی دارید می گید؟!! شماها نمی توانید با این کارنامه هایی که رو شده، الگوی مناسبی برای مردم فهیم ایران، به خصوص نوجوانان و جوانان فهیم و تیزهوش ایران زمین باشید. هر هنرمندی، ممکنه در کنار اوج و صعودش، یه افول و نزولی رو هم داشته باشد و آن را تجربه کنه؛ به نظرم، بعد از این موضوعات و دلخوری بیشتر مخاطبان، این دیگه آخرین لحظات عمر هنری آقای رامبد جوان و همچنین عوامل برنامه مربوط و دوره افول و درواقع، بازنشستگی هنری وی و شما صاحبنظران!! متعصّب خواهد بود. اگر شمایِ سلبریتی، عزّت نفس نداشته باشید و رفتارتان، تحقیرآمیز باشد و حرف و عملتان یکی نباشد، قطعاً نمی توانید روی مخاطبانتان تأثیرگذار باشید و مخاطبان، این دوگانگی را خیلی زود متوجه خواهند شد و همین مخاطبانی که یک روزی برایتان کف می زدند، همین ها هم دیگر پای برنامه هایتان نمی نشینند و این شکلی، پایینتان می کشند؛ به همین راحتی؛ چرا که عقد اخوتی، نبسته اند و اما در مورد شما آقای وحید اشتری که در این خصوص نظر داده بودید، عرض می کنم: به نوبه خود، متأسف شدم از تحلیل اینگونه تان! چرا که انتظار می رفت شما تحلیل خوبی داشته باشید. خارج بودن فرزند یک مسؤولی، مجوزی برای حضور یک هنرمندی که هرلحظه، جلوی چشم مردمِ هم عوام و هم خواص بوده و ایران ایران می گفته، نمی باشد. آقای اشتری اگر یک مطالعه ای کوتاه در مورد وضعیت اجتماعی و فرهنگی مردم ایران داشته باشید، برایتان محرز خواهد شد که بیشتر مردم، به ویژه نوجوانان و جوانان، معمولاً از هنرمندان و ورزشکاران، الگوگیری و الگوپذیری می کنند نه از سیاستمداران و مسؤولان و موضوع از این جهت مهم است که رامبد و حرکت رامبد و رامبدها، مهم و خرق عادت می گردد و به چشم می آید. منِ شهروند، معمولاً از یک سیاستمدار الگو نمی گیرم بلکه از یک هنرمند و ورزشکار الگو می گیرم و وقتی می بینم پشت پرده او، با اونی که در جلوی دوربین است، فرق زیادی می کند، دچار تناقض و آشفتگی می گردم. برادر محترم! خیلی از این شاخه به اون شاخه پریده اید؛ انگار از خیلی وقت پیش، حرف دیگری توی دلتون مانده و رامبد را بهانه کرده اید و فرصتی دیگر یافته اید برای اظهارنظر و تاختن به بعضی ها. پیشنهاد می کنم یه سری به همه فضاهای مجازی و غیرمجازی مُجاز و حتی غیرمُجاز بزنید و موضوع رامبد و مورد بحث را در نظرات شهروندان ایرانی و حتی ایرانی خارج از کشور رصد و سرچ نمایید؛ قطعاً، به نتایج جالبی می رسید؛ مگر اینکه ادعا و تصورتان این باشد که شما بیشتر از بقیه مردم می فهمید و حرف آخر اینکه تعجب کردم از توئیت های برخی از شهروندان که به جای خوشحالی از عدم حضور رامبد و اعتراض به بازپخش اخیر برنامه های وی، متوجه این فراهم سازی فضا برای حضور مجدد وی از سوی صدا و سیما و طاقچه بالا گذاشتن رامبد از سوی خودش! را نشده اند! و گله هم می کنند و این دقیقاً، خواسته و روش رامبد و حامیان وی برای حضور مجدد می باشد که مورد غفلت بسیاری از کاربران فضاهای مجازی و حتی برخی رسانه های رسمی، واقع شده. نگذاریم ویروس کرونا و بهانه ایجاد نشاط اجتماعی، باعث حضور مجدد رامبد و رامبدها، در صدا و سیما گردد. عملکرد اخیر سیما، دهن کجی آشکار به افکار عمومی بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان