سعدی و مضامین اشعارش

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۱۹

سعدی و مضامین اشعارش

خداپرستی و خضوع

در قلمرو شعر کهن فارسی، نخستین موضوعی که از لحاظ ارزشهای اخلاقی اسلام، حائز اهمیت فراوان است، اندیشه یکتاپرستی و اعتقاد به توحید است که غالبا با فروتنی عابدانه توسط گویندگان فرزانه و پاکدل ما اظهار شده است.در بیشتر آثار منظوم کهن فارسی، موضوع خداپرستی و بحث صفات جلال و جمال خداوند به گونه ای هنرمندانه مطرح شده و شاعران موحد و حقیقت جوی گذشته، بر اصل و آغاز دانش ورزی اشارتها و تاکیدها کرده و با بهره ورزی از سرمایه بلاغت خویش به اثبات وجود پروردگار و توصیف مظاهر صنع او و بیان نظم و عظمت جهان هستی پرداخته و به رغم شیوه های خشک فلسفی و کلامی، با تنوعی دلپذیر و نحوه ای که هم خردها را ارضا می کند و هم احساسات پاک را برمی انگیزد، افکار خویش را درباره آفریدگار جهان و اهداف آفرینش به زیباترین تعبیرات به نظم کشیده اند.

گرامی داشت عقل، علم و عمل

عقل، علم و عمل سه سرمایه گرانبها هستند که انسان با کاربرد و بهره برداری صحیح آنها راه تکامل و ارتقای معنوی و مادی خویش را هموار می سازد و سعادت دنیا و آخرتش را تامین می کند.از دیگر مضامین ارزنده معنوی موجود در اشعار سعدی، گرانمایگی عقل و علم و عمل از دیدگاه این شاعر فرزانه است:  ” تمییز باید و تدبیر و عقل و آنگه ملک که ملک و دولت نادان سلاح جنگ خداست گلستان سعدی ” . ” وجود تو شهری است پر نیک و بد تو سلطان و دستور دانا خرد هوی و هوس را نماند ستیز چو بینند سر پنجه عقل تیز” .

همچنین شیخ شیرین سخن در بزرگداشت علم می گوید: ” داروی تربیت از پیر طریقت بستان کادمی                     را بتر از علت نادانی نیست”
و همین طور در گرانمایگی عمل همی گوید:”سعدیا گر چه سخندان و مصالح گویی به عمل کار برآید به سخندانی نیست بار درخت علم ندانم بجز عمل با علم اگر عمل نکنی شاخ بی بری مردان به سعی و رنج به جایی رسیده اند تو بی عمل کجا رسی از نفس پروری نابرده رنج گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد هر کو عمل نکرد و عنایت امید داشت دانه نکشت ابله و دخل انتظار داشت.”

تقوا و پرهیزکاری

امام علی علیه السلام می فرمایند : تقوا در راس همه ی ارزش های اخلاقی است. «تقوا» در لغت به معنای پرهیزکاری ، ترس کاری ، اطاعت از خداوند ، تملّک نفس ، خویشتن داری ، خداترسی و امقال آن ذکر شده است.بنابراین زهد حقیقی ، انسان  را از درون و بیرون اصلاح می کند ؛ به گونه ای که در عین وارستگی ، تلاشگر و دلسوز میشود. چون آرزوهای پست از دل آدمی بیرون رود عرصه برای خلوص و ایثار گشوده می شود.

تواضع

«تواضع» در لغت به معنای فروتنی کردن ، از جای خود برخاستن برای احترام به دیگری و کم زنی است. صفت تواضع آنچنان تأثیری در رفتار انسان می گذارد که نه تنها سلامت روح را در پی دارد ،بلکه انسان را به سلام در مقابل دیگران نیز وا می دارد. بندگان شایسه ی خدا ،صفات پسندیده ی زیادی دارند ؛ ولی وقتی خداوند به بیان آن می پردازد ، اولین صفتی را که مطرح می کند ، تواضع است.

سعدی در «کلیات» خود در باب تواضع چنین می گوید :

چــو خــواهی کـه در قــدر والا رسی     ز شیب تـــواضع بـــه بـــالا رسی

دریـــن حضرت آنــــان گرفتند صدر        کــه خـــود را فروتر نهـــادند قدر

چــو سیل اندر آمد بــــه هول و نهیب     فتـــاد از بلندی بــــه سر در نشیب

چـــو شبنم بیفتـــاد مسکین و خـــرد     بــه مهر آسمانش بــــه عیــوق برد

از دیدگاه سعدی ، تواضع از مهمترین اهداف تعلیم و تربیت است. به نظر سعدی ، انسان متواضع ضعف خود را می پذیرد و در طریق استکمال خویش گام بر می دارد .

جوانمردی

جوانمردی در لغت به معنای بخشندگی و سخاوت است. مروّت نیز به معنای جوانمردی است و جوانمردی پالایش جان و روان از پستی ها ، زشتی ها و صفات ناپسندی است که در فرهنگ کمالات انسانی جایگاهی ندارد.در حکایتی از «گلستان سعدی» آمده است : “دزدی به خانه ی پارسایی درآمد. چندان که جست ، چیزی نیافت. دل تنگ شد. پارسا خیر شد. گلیمی که بر آن خفته بود ، در راه دزد انداخت تا محروم نشود”.

صبر

«صبر» یکی از فضایل اخلاقی است که در لغت به معنای مقاوم ، پرظرفیت و شکیبا بودن است.صبر به معنای خودداری از تنگی و سختی است و نیز به معنای بازداشتن نفس از آنچه عقل و دین آن را باز داشته است و نیز خودداری نفس در هنگام معصیت که نقطه ی مقابل آن جزع است و در مورد جنگ به معنای شجاعت آمده که در برابرش جبن و ترسویی است.صبر ، پنجمین مقام از مقامات هفت گانه طریقت است .صبر همانا مقاومت در برابر شداید و مکارهی است که در زندگی عادی و سلوک عرفانی پیش می آید. بعضی گفته اند : صبر بر عافیت و خوشی ها ، سخت تر است تا صبر بر مکاره و ناخوشی ها.

صدقه (دهش) در راه خدا

صدقه عبارت است از مقدار مالی است که از جمع مال خارج شود و به فقرا و صاحبان استحقاق داده شود و آن یا واجب است یا مندوب. واجب زکات مال و زکات بدن باشد که زکات فطر است.قطعاً مهم ترین چیزی که جامعه ی انسانی را بر اساس خود قوام می بخشد و پایدار می سازد ، امور اقتصادی جامعه است ، که خداوند آن را مایه ی قوام و برپایی اجتماع قرار داده است. علّت بسیاری از گناهان ، یا فقر مفرطی است که انسان را به دزدی اموال مردم وادار می کند  یا ثروت بی حساب که انسان را به اسراف وا می دارد.

سعدی می فرماید :

نمــاند حــاتم طــائی و لیک تــا بــه ابـد         بمـــاند نــام بلندش به نکویی مشهور

زکــات مـــال به در کــن ، که فضلة زر را          چـــو بــــاغبان بزند بیشتر دهد انگور

قناعت

«قناعت هم در لغت به معنای خشنودی ، خرسندی ، رضا و تسلیم و صرفه جویی است. شاعر شیرازی و یکه تاز عرصه ی نظم و نثر ، سعدی ، در «کلیات» خود اندر فضیلت قناعت حکایتی آورده است که آن را ذکر می کنیم:

«یکی از حکما ، پسر را نهی می کرد از بسیار خوردن ، که سیری مردم را رنجو می کند. گفت : ای پدر! گرسنگی خلق را بکشد. نشنیده ای که ظریفان گفتند : به سیری مردن به که گرسنگی بردن. گفت : اندازه نگهدار. «کُلوا وَاشَرَبوا وَلا تُسرِفوا»؛

نه چندان بخور کز دهانت برآید            نه چندان که از ضعف جانت بر آید”

انسان دوستی و همدردی با دیگران

هر موجود زنده ای به حکم طبیعت اولیه ی خودش دنبال جلب منافع برای خود و رفع مضرات از خود است. ولی همین قدر که کار انسان از حوزه ی خودی و فردی خارج شود و جنبه ی غیردوستی به خود بگیرد و برای جلب منافع غیر یا دفع ضرر از غیر باشد ، کار اخلاقی می شود. هر عملی که در حوزه ی خود دوستی باشد ، فعل غیراخلاقی می شود. مادر به لحاظ غزیره ، بچه اش را در نهایت درجه دوست دارد و به حکم این دوستی طبیعی به یچه اش ایثار می کند ؛ یعنی از خودش می گذرد.

توجه به درویشان 

که خاطر نگهــدار دوریش بــاش                         نه در بند  آســایش خویش بــاش

ز دوریــیش خــالی نبـــودی درش                      مســافر به مهــمان سرای انــدرش

دل خویـــش بـیگانه خرسند کرد ،                        نه همچـون پدر سیم و زر بنـد کرد

یتیم نوازی

علي (ع) فرمود : همان گونه كه فرزندان خود را تربيت مي كنيد ، يتيمان را نيز تربيت كنيد.” ادب اليتيم مما تودب منه ولدك .”

چو  بینی یتمی سر افکنده پیش ،                  مـــده بوسه بر روی فــــرزند خویش

یتیم ار بگرید ، که نازش خرد ؟                   وگـــــــر خشک گیرد  که  بارش برد  ؟

الا تا نگیرید ، که عرش عظیم                       بلـــرزد همی چون بگریـــــد یتیم

اغتنام دوستی

دوستی حقیقی آن است که از دستگاه فضیلت سرچشمه گرفته باشد نه از دستگاه فضیلت سرچشمه گرفته باشد نه از فضیلت . اگر انسان ، بدون طمع حاجتی یا امید منفعتی با همنوعان خود دوستی ورزیده  ، استمرار در دوستی را وجه همت خود سازد .

کسی را که با دوستی سرخوش است                    بینی که چون با دشمنی کــــش است  ؟

بدّرد چو گل جامه از دســـت خـــار                  که خـــون دردل افتـــاد خندد چونار

من اینک دم دوســـتی مـــی زنــم                     گــر او دوســــت دارد و گر دشمنم

ز من صبـــــر بی او توقع مـــــدار                  که بـــــا او هم امـــــکان ندارد قرار

سعدی کمال یافتن انسان را در گرو رفتار پسندیده می داند .  و می گوید اگر بر زبان انسان حرف های پسندیده جاری شود باعث  خشنودی و احترام است .

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
28 − 7 =


اخبار

سینما و هنر

جهان