سیمای زن در شعر ادوار مختلف پارسی

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۵-۲۸

سیمای زن در شعر ادوار مختلف فارسی

سیمای زن در شعر: از اشعار عارفانه که بگذریم، اغلب غزلیات و قصاید مشحون از توصیف، تشبیه یا کنایه ای از جنس مونث است. توصیفات و تصاویر موجود از زن دال بر معشوق بودن او در تغزلات عاشقانه است. وصف خط و خال و چشم و ابرو دراغلب آثار، توصیف روی محبوب را به اذهان متبادر می کند. تشبیهاتی چون قد سرو و میان باریک و غنچه­ ی لب حکایت از وجود زن در شعر شاعران دارد.

زن سوژه­ ی شاعران

سیمای زن در شعر: نقش زن را در ابیات و آثار قدما اگرچه که در میانشان بانوان شاعر نیز وجود دارند لذا در نخستین گام باید به عنوان سوژه­ ی اشعار مورد بررسی قرار داد. « از آن زمان که آهوی وحشی دردشت می دوید و ابو حفص سغدی، ا زنخستین سخن سرایان فارسی، سروده بود، ” او ندارد یار، بی یار چگونه بُوَدا ” تاکنون کلماتی همچون یار، معشوقه و زن در ادبیات ما نقش اساسی داشته و دارد.». بی آن که خواسته باشیم مقام زن را از دیدگاه اجتماعی پایین بیاوریم در بررسی خود به طور کلی از شعر فارسی تا آستانه مشروطیت به این نتیجه رسیده ایم که در شعر تغزلی ایران معشوق ناب زن بسیار کم است و توصیف هایی که در شعر تغزلی می بینیم توصیفی است از مردان با خصائص زنان.»

عاشقانه ها

عشق در زنان رازی است که به طور معمول یا فاش نمی شود یا اگر فاش شود در میان درد دل های زنانه بیان شده و باز هم به شکل راز در میان زنان باقی می ماند؛ « عشق برای زن به مثابه­ی والاترین میل طبیعی او در نظر گرفته شده است و هنگامی که زن آن را متوجه مردی می کند در وجود او به دنبال خدا می گردد.» در رساله­ی بررسی عناصر زنانه در شعر بانوان در این خصوص آمده است « از دیگر اسرار قلعه­ی هزار توی روح زن علاقه­ی وی به نهان داشتن عشق و محبت است. زنان در مقابل کسی که به او مهر می ورزند چهره­ی بسیار خونسرد و مرموز دارند.

 

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان