صور خیال در شعر فارسی

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۱۸

تعریف صور خیال

صور خیال ؛ یعنی شکل های مختلف تخیل که شعر را با مفهومی خیالی و تصویری همراه می سازد زیرا عنصر معنوی شعر در همۀ زبانها و در همۀ ادوار ، همین خیال و شیوۀ تصرف ذهن شاعر در نشان دادن واقعیات مادی و معنوی است و زمینۀ اصلی شعر را صور گوناگون و بی کرانۀ این نوع تصرفات ذهنی تشکیل می دهد.

خیال یا تصویر ، همان کوشش ذهنی شاعر است که برای برقراری نسبت میان انسان و طبیعت انجام می دهد و در این راستا عناصر صور خیال از جمله تشبیه ، استعاره ، کنایه و مجاز با انواع مختلفی که دارند شعر را خیال انگیز کرده و به آن مفهوم واقعی می بخشند. می دانیم که خیال شاعرانه ، محصور در وزن و مفهوم شعر منظوم نیست . بسیاری از تصرفات ذهنی مردمان عادی یا نویسندگان در محور همین خیال های شاعرانه جریان دارد.

نمونه ای از صورخیال

وقتی که در تذکرة الاولیای عطار ، می خوانیم «به صحرا شدم ، عشق باریده بود و زمین تر شده چنانک پای مرد به گلزار فرو شود پای من به عشق فرو می شد» این تصرف ذهنی گوینده در ادای معنی که «عشق» را که مفهومی است مجرد و از حالات درونی انسان و گوشه ای از حیات روانی بشر با گوشه ای از طبیعت که باران است پیوند داده است.

حاصل این ارتباط ، یعنی حاصل کشف این لحظه و نمایش بیداری خود نسبت به آن مفهوم ، شعری است که در قالب نثر بیان شده است اگر از قلمرو شعر و نثرهای ادبی بگذریم ، دامنۀ این خیال ها را در حوزۀ بیان مردم عادی و گفتار های معمولی نیز می بینیم و در می یابیم که چگونه مردم ، همین مردم عادی ، گاه در شیوۀ بیان منطقی و عادی ، تصرف می کنند ، تصرفی که گاه خود شعری است.

اهمیت صور خیال در شعر

بی نیروی خیال و بی تصرف خیالی در مفاهیم هستی ، نمی توان شعری  سرود زیرا هر کس اندک آشنایی با جوهر شعر داشته باشد ، می داند اگر از هر شعر مؤثر و دل انگیزی ، جنبۀ خیالی آن را بگیریم ، جز سخنی ساده و عادی که از زبان همه کس قابل شنیدن است ، چیزی باقی نمی ماند .

عنصر معنوی شعر که به آن ارزش واقعی و جذابیت می بخشد ، در زبانهای مختلف و در همۀ دوره ، خیال و نحوۀ تصرف ذهنی شاعر در پدیده های گوناگون می باشد و شعر اگر با تخیل همراه نباشد ، سخن موزونی است که شعر حقیقی محسوب نمی شود .در زبان ادبی ، صور خیال و ابزار تصویر آفرینی ( تشبیه و استعاره … ) عنصر اصلی هستند و می توان گفت که زیبایی و لطفی که با فنون و صناعات ادبی در ادبیات بوجود می آید ،خود اندیشه و حقایق است .

ضرورت صور خیال در شعر

هر سروده یا گاه نوشته برای این که ارزش زیبایی شناختی داشته باشد به ناچار باید به آرایه ها و هنرهای ادبی ، یعنی «معانی و بیان و بدیع» آراسته شود . زیرا درسهای زیبا شناختی که در این سه فنّ یا دانش وجود دارد ، مایه ها و ارزشهایی است که ادب را پدید می آورد و کاربردها و هنجارهای ویژة هنری که در این فنون وجود دارد ، ابزارهای کاوش در متنهای ادبی گزارش آنها از دید زیبا شناختی است به همین دلیل برای شخص ادب دان و سخن سنج از آن گریزی نیست .به عبارت دیگر تنها به یاری فنون بلاغی زیبا شناختی سخن می توان ، زبان را از ادب باز شناخت و مرز باریک میان آن دو را آشکار ساخت.

 

 

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان