فارابی و مروری بر اندیشه های سیاسی او

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۵-۰۸

فلسفه سیاسی

فارابی از اولین فیلسوفان مسلمان است که به فلسفه سیاسی پرداخته اند . در واقع فارابي پرآوازه ترين شخصيت فلسفي سده چهارم هجري، بنيان گذار بناي فاخري است كه در جهان اسلام به «فلسفه سياسي» شهره يافته است. يكي از شاخه هاي انديشه سياسي در حوزه تمدن اسلامي، فلسفه سياسي است كه ارجمندترين نماينده آن حكيم بزرگ ايران، ابونصر محمد فارابي است. وي نخستين انديشمند بزرگ دوره اسلام است كه با اقتدا به فيلسوفان يوناني و خاص افلاطون، به تأملي ژرف در سرشت مدينه و ارتباط انسان با آن پرداخته است. در سراسر تاريخ فلسفه در جهان اسلام، شايد هيچ كس به ژرفا و پهناي انديشه او به انديشه ورزي در باب سياست نپرداخته است.

تاثیر فلسفه فارابی بر جهان

تأثير او در فيلسوفان و دانشمندان بعد از خود بي مانند بوده، متفكران و انديشمندان سياسي بعد از او، هر يك چهره اي كم فروغ تر از سلف خويش دارند. فلسفه سياسي در جهان اسلام، به دست فارابي آفاقي بس گشاده تر يافت. از اين رو اين حكيم در اين زمينه مرجع همه حكمائي است كه پس از او آمدند؛ به گونه اي كه فارابي با طرح و تدوين منظومه فلسفه سياسي خود، در جهان اسلام مكتب جديدي را به وجود آورد كه همواره بر آراء و انديشه سياسي متفكران بعدي مؤثر بوده است.

فارابی بنیان گذار علم سیاست در تمدن اسلام

بنيانگذار حقيقي علم سياست در تمدن اسلام فارابي بوده و تأثير گسترده اي بر فلسفه سياسي مسلمانان نهاده است در ميان نامدارترين فلاسفه اي كه از فارابي تأثير پذيرفتند مي توان از ابن سينا(درگذشت ۴۲۸)- در شرق ايران، ابن باجه(درگذشت ۵۹۵)، ابن طفيل(درگذشت ۵۸۱) و ابن رشد(درگذشت ۵۹۵)- همگي در اسپانياي اسلامي- نام برد.

زمانه فارابی

فارابي در زمانه اي مي زيست كه مناقشات فكري و بحران سياسي در جامعه اسلامي وجود داشته و در بلوغ فكري و فلسفي فارابي تأثيرگذار بوده است؛ به نوعي فارابي در چالش با اين مناقشات فكري و بحران سياسي به تدوين فلسفه سياسي خود پرداخته است. لذا فارابي تنها فيلسوف ما بعد الطبيعه نيست بلكه فيلسوف مدني هم هست. سياست در نظام فلسفي او، جايگاه خاصي را به خود اختصاص داده است. بنابراين «بايد وي را به عنوان بنيانگذار فلسفه سياسي در اسلام در نظر گرفت؛ در اين باره وي بيشتر پيرو نظريات افلاطون بود كه خود، او را امام فلسفه مي خواند.

نظام سیاسی در اندیشه  فارابی

فارابى بر اين باور است كه ارائه تعريف جامع و مانعى كه بيانگر حقيقت و ماهيت اشيا باشد، در توان بشر نيست. انسان‏ها تنها مي‏توانند لوازم و اعراض و خواص پديده را ادراك كنند. بر اين اساس، او براى تبيين مفهوم نظام سياسى در سطوح مختلف، از چهار منظر، آن را تعريف مي‏كند:

الف) تعريف نظام سياسى از منظر عناصر آن . ب) تعريف نظام سياسى از منظر سياست فاضله. ج) تعريف نظام سياسى از منظر رياست و رهبرى. د) تعريف نظام سياسى از منظر غايت. 

رمز موفقیت فارابی

مهمترین رمز موفقیت فارابی و شاه كلید او برای حل مسأله آن بود كه در مقام چیستی دین و درك ماهیت آن رویكردی بی سابقه داشت. او حقیقت دین را وحی دانست و وحی را از مقوله معرفت تلقی كرد. نظر معرفتی به وحی، پرسش نخستین او را بدین صورت متحول كرد كه «ماهیت معرفت وحیانی چیست و چه رابطه‏ای بین معرفت وحیانی و معرفت عقلی و فلسفی است»؟ بدین ترتیب بود كه مسأله در ذهن فارابی وضوح كامل یافت و پرسش كاربردی او، یعنی پرسشی كه می‏توانست در نظام فلسفی‏اش پیرامون آن تفحص كند، مطرح گردید. پرسش او، یك پرسش معرفت شناختی بود.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان