فرهنگ سازمانی

  • توسط حق زاد
  • ۱۳۹۸-۰۳-۲۸

فرهنگ سازمانی

مقصود از فرهنگ سازمانی سیستمی از استنباط مشترك است كه از آن نسبت به یك سازمان دارند و همین ویژگی موجب تفكیك دو سازمان از یكدیگر می­شوند. یك سیستم كه اعضای آن دارای استنباط مشترك از آن هستند، از مجموع­های ویژگی‌­های اصلی تشكیل شده است كه سازمان به آن­ها ارج می‌نهد و برای آن­ها ارزش قائل است.

سیستمی است متشكل از ارزش‌­ها (چه چیزی مهم است و چه چیزی مهم نیست) و عقاید (چطور افراد عمل می‌كنند و چطور عمل نمی‌كنند) كه در تعامل متقابل با نیروی انسانی، ساختار سازمانی و سیستم كنترل بوده و در نتیجه هنجار­های رفتاری را در سازمان بنا می‌نهد.

ویژگی های فرهنگ سازمانی

۱ـ خلاقیت و خطرپذیری: میزانی كه افراد تشویق می­شوند تا خلاق، نوآور و خطرپذیر گردند.

۲ـ توجه به جزئیات: میزانی كه انتظار می­رود كاركنان بتوانند مسائل را تجزیه و تحلیل كنند و به صورتی دقیق به امور بپردازند.

۳ـ توجه به نتیجه: میزانی كه مدیریت به نتیجه‌­ها یا ره‌آورد­ها توجه می‌كنند، نه به روش‌­ها وفرایند­هایی كه باید برای دستیابی به این نتیجه‌­ها بكار برد.

۴ـ توجه به افراد: میزانی كه مدیریت به كاركنان اجازه می­دهد در تصمیم‌گیری‌­ها مشاركت كنند و میزانی كه مدیریت برای اثرات نتیجه‌­های تصمیم‌‌گیری بر افراد توجه می‌كنند.

۵ـ تشكیل تیم: میزانی كه مدیریت كار­ها را به گون­های تنظیم می‌كند كه به وسیله تیم (نه به وسیله افراد انجام شود).

۶ـ تحول: میزانی كه افراد دارای روح پرخاشگری، تحول یا حتی جسارت هستند (و نه افراد ساده اندیش و احتمالاً بی‌تفاوت).

۷ـ ثبات یا پایداری: میزانی كه سازمان در فعالیت‌­های خود به حفظ وضع موجود (و نه رشد) تاكید و توجه می‌كنند.

هر یك از این ویژگی‌­ها بر روی طیفی قرار می‌گیرند كه دامنه آن از بسیار كم تا بسیار زیاد كشیده‌ می­شود. بنابراین، اگر فرهنگ سازمانی را از زاویه این هفت ویژگی مورد توجه قرار داده، می­توان به پدید­های به نام فرهنگ سازمانی دست یافت.

تعاریف فرهنگ سازمانی

فرهنگ سازمانی به عنوان ارزش‌­های غالب كه بوسیله یك سازمان حمایت می­شود توصیف شده است، یا فلسف­ه ای كه خط‌ مشی سازمان را به سمت كاركنان و مشتریان هدایت می‌كند، یاارزش‌­هایی كه به كمك آن­ها كار­ها و امور روزمره سازمان انجام می‌پذیرد. یا مفروضات و باور­های بنیادی‌ كه بین اعضاء سازمان مشترك می‌باشند.

با نگاهی دقیق به این تعاریف پی می‌بریم كه زمینه اصلی در فرهنگ سازمانی وجود سیستمی از معانی و مفاهیم مشترك در میان اعضاء سازمان است. در هر سازمانی الگو­هایی از باورها، سمبل‌ها، شعائر، داستان‌­ها و آداب و رسوم وجود دارند كه به مرور زمان بوجود آمده‌اند. این الگو­ها باعث می­شود كه در خصوص اینكه سازمان چیست و چگونه اعضاء باید رفتار خود را ابراز كنند، درك مشترك و یكسانی به وجود آید.

بنابراین، می­توان عنوان نمود كه فرهنگ به نماد­های مشترك در بین افراد خاص معطوف است كه این گونه نماد­ها می­تواند معنی و مفهوم مشتركی داشته باشد و معرف اعمال درست یا نادرست بوده و هنجار­های رفتاری را مشخص می‌سازد. با توجه به تعریف فوق می­توان فرهنگ سازمانی را در قالب عبارت‌­های مشابه تعریف نمود كه به نماد­های مشهود و غیرمشهود در یك سازمان معطوف بوده كه معرف رفتار­های درست و نادرست كارمندان بوده و می­تواند بعنوان عنصر سازنده و شاید هدایت كننده رفتار­های كاركنان در نظر گرفته شود زیرا فرهنگ سازمانی معرف دقیقی از هنجار­های رفتاری در یك ساختار خاص است. این گونه فرهنگ‌­های سازمانی نه تنها در تعهد سازمانی بلكه در رضایتمندی شغلی و عملكرد كارمندان موثر بوده و می­تواند بعنوان مهم‌ترین عنصر در نظر گرفته شود.

رفتار سازمانی

برخی از متخصصین رفتار سازمانی از این گام فراتر رفته و اعتقاد دارند كه پاشنة سازمان‌­ها بر روی درب فرهنگ سازمانی دور می‌زند و اقدامات موثر در راستای ارتقای رفتار شغلی بدون تغییر فرهنگ سازمانی موثر واقع نمی­شود. همواره مدیران رده‌­های بالاتر و افرادی كه نقش هدایت كننده سیستم‌­های سازمانی را برعهده دارند باید با شناخت عمیق از فرهنگ سازمانی بتوانند تعهد سازمانی را افزایش داده و با كاهش فشارآور­های شغلی بستر مناسبی را برای رضایتمندی شغلی فراهم نماید.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
23 + 24 =


اخبار

سینما و هنر

جهان