زندان زیاد رفتی؟

هشت بار به جرم های مختلف به زندان رفتم .

از کی وارد دنیای خلاف شدی؟

۱۷ ساله بودم که به خاطر درگیری زندان رفتم.

چرا دوستت را کشتی؟

با دوستانم در پشت بام خانه شروع به خوردن مشروب کردیم و قرار بود به یک دعوا برویم که ماجرا کنسل شد و بعد از این که دوستانمان رفتند، من و کرامت تنها بودیم که کرامت شروع به بازی با قمه اش کرد که در عالم مستی فکر کردم می خواهد مرا بزند که با چاقو چند ضربه به او زدم.

جسد را چطور بیرون آوردی؟

منتطر ماندم تا همه بخوابند بعد جسد را از پله ها پایین آوردم و پشت خودروی وانت گذاشتم.

کسی تو را دیده بود؟

پدرم دید اما تهدیدش کردم و سکوت کرد.

جسد را چه کار کردی؟

به جوی آب انداختم .

چی شد که خودت را تسلیم پلیس کردی؟

وجدانم آروم نمیشد .

چطوری عذاب وجدان داشتی ؟

من نمیخواستم که او را به قتل برسانم در این شب ها که او را کشتم ، پدرم گریه میکرد و و گفت خودت را تحویل پلیس بده.

اگر پدرت تو را لو میداد اوراهم میکشتی ؟

کل خانواده ام از من می ترسند .

برای چه شرارت میکردی؟

وقتی جایی زندگی منی که همه شروز و خلافکار باشند ناخود اگاه به مسیر بدی کشیده میشوی رفیق بازی در این جمع ها نیز کافی است تا مسیر زندگی ات خراب شود.

عاشق شدی؟

یک سال بود که عاشق دختری شده بودم و قرار بود با هم ازدواج کنیم اما دستم به خون دوستم آلوده شد.

نامزدت با شرارت هایت مشکلی نداشت؟

خانواده اش که نمی دانستند سابقه دارم، اما خودش کاملا از زندگی من با اطلاع بود. تغییر کرده بودم مدتی بود که دیگر مشروب نخورده بودم اما اصرار دوستانم باعث شد تا دوباره شروع به خوردن مشروبات الکلی کنم و همین کار دستم داد.

نازدت الان چه می گوید ؟

باعث سرافکندگی او شدم و گفته که به خاطر عاشق بودنش به من آینده خودش را خراب کرده و خانواده اش به شدت با او برخورد کرده اند.

شغل؟

تا کلاس پنجم ابتدایی بیشتر درس نخواندم و با همان وانت در خیابان ها کار می کنم.

دوران مدرسه هم شرور بودی؟

بله، اصلا به دلیل درگیری و شرارت هایم بود که اخراجم کردند.

چه حسرتی داری؟

به ۱۰ سال قبل برگردم و دور دوستانم را خط بکشم و شروع به درس خواندن کنم.

رفیق بازی خوب است؟

رفیق بازی هم باید منطقی باشد و هر چیزی بیشتر از حدش باشد ضرر دارد و آخرش هم می شود همین دستبندها روی دستم.

به اعدام فکر می کنی؟

بله، به خاطر همین است که تپش قلب دارم و عصبی هستم.

از همان اول قصد کشتن داشتی؟

نه، من آن قدر به دوستم نزدیک بودم که خانواده اش مرا کامل می شناختند و این قتل یک اتفاق بود و هیچ مشکلی با هم نداشتیم.