مانی و جهان شناسی آیین مانوی

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۲۶

مانی که بود

ماني در اوايل سده­ي سوم ميلادي، يعني در ۱۴ آوريل ۲۱۶ ميلادي در شمال بابل متولد شد. پدر و مادر او ايراني تبار و از خاندان اشکاني بودند. نام پدرش “پاتک” يا “فتق” و مادرش “ميس” يا ” مر مريم” بوده که از فرزندان اشکانيان بوده است. بنابر روايات مانوي، ماني کودکي محتملاً  دوازده ساله بود که فرشته­اي يا روحي ايزدي بر او ظاهر شد و حقيقت الهي دين را بر او آشکار ساخت. ماني مدعي است که مقام رسالت و پيام­هاي ديني خود را از يک ميانجي الهي موسوم به “توم” دريافت کرده است. “توم” نخستين بار، هنگامي که ماني دوازده ساله شد، از سوي خداوند بهشت نور بر وي نازل شده و بدو وحي کرد که پرهيزگاري پيشه کرده از مردم کناره بگيرد و ترک شهوت­راني کند، ولي چون هنوز خردسال است هنگام ظهورش نرسيده است.

مانی پیشوای آیین مانوی

ماني در طول زندگي­اش پيروان زيادي را به خود جلب کرد و حتي آيين او بعد از مرگش  و  نيز بعد از ظهور اسلام رواج داشت و از  اهميت او کاسته نشد و هم­چنان طرفداران بسياري را به خود اختصاص داده است. ماني کتب بسيار مي­نوشت و براي اينکه اصول آيين خود را به بي­سوادان نيز بياموزد، آن­ها را با تصاوير زيبا در کتاب هاي خود جلوه­گر ساخت، و به همين سبب او را ماني نقاش ناميده­اند. و همين ويژگي اعجاز‌انگيز او در هنر نقاشي، سبب گرويدن بسياري از مردم به او شده است.

آثار مانی

از آثار ماني مي­توان به “شاپورگان” که به زبان پهلوي، چکيده عقايد ماني است براي شاپور ساساني، و ديگر آردهنگ (Ardahang) که در فارسي “ارژنگ” يا “ارتنگ”  و در کتب مانوي چيني به ” تصوير دو اصل” خوانده مي­شود، که ماني در آن مهم­ترين وجه زيبايي‌شناسي هنر مانوي که درون‌مايه ­ي آن رستگاري روح و روان آدمي و رسيدن به بهشت نور و رهايي روح نوراني از تخته‌بند تن است، را به تصوير کشيده است و نيز کتاب ديگري با نام ” کافالايا” ( Kephalaia) که مجموعه­اي از سخن­هاي ماني است.

از ديگر کتاب­ هاي مانوي که به زبان آرامي شرقي، زبان محلي ماني، نوشته شده ­اند، عبارتند از:

۱)  انجيل زنده                        ۲) گنج زندگي               ۳) رسالات

۴) رازان (اسرار)                ۵) غولان     ۶) نامه­ها            ۷) نيايش­ها

درون مایه آیین مانوی

ماني رسالت زردشت، بودا و مسيح را تأييد کرده ولي درباره­ي مسيح مي­گويد: مسيح حقيقي روح محض بوده و جسم نداشت و شخص مصلوب به نام مسيح يکي از مخالفان وي بوده است زيرا او تصليب مينويي مسيح که همان معراج اوست، را باور دارد و با تصليب جسماني اومخالف است. دوگانه­پرستي مانوي همانند کيهان شناخت زردشتي موصوف در متن­هاي نسبتاً متأخر (سده ي ۹ ميلادي) بر پايه‌ي آموزه­ي دوبن، يا دو اصل نور و تاريکي و سه دوره­ي تاريخ کيهاني است.

در کيش مانوي سه گروه از خدايان وجود دارد که هر گروه از پس گروه ديگر مي­آيد. پادشاه قلمروي روشنايي “پدر عظمت” يا ” پدر بزرگي” است که پنج تجلي و تظاهر از آن اوست: چون ادراک، عقل، فکر، تأمل و اراده و خداي تاريکي نيز پنج عنصر ظلماني دارد که عبارتند از: دخان يا مه غليظ، آتش مخرب، باد مهلک، آب گل آلود و ظلمت.

مانويان از زيباترين عناصر بهره گرفتند تا مفهوم رستگاري و نجات روح را به برترين وجه بيان کنند. عناصري چون مرواريد، گنج، زورق ماه، کشتي خورشيد، نيلوفر، درخت زندگي، ستونِ روشني، بندرگاه صلح و همانند آن، در زمره رايج‌ترين درون‌مايه­هاي عرفان مانوي­اند. بنابراين، خواست گاه زيبايي شناسي و نمادپردازي مانوي را بايد در عرفان، اسطوره و هنر گنوسي جست وجو کرد.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان