مدرنیته

  • توسط اعرابی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۱۷

معنای مدرنیته

مدرنیته به معنای تجدد، نوین و تازگی می باشد، که اولین بار در آثار «ژان ژاک روسو در قرن ۱۸ به کار رفت و بعد از وی در آثار بسیاری از نویسندگان آن عصر متداول گشت .مدرنیته در اصطلاح عبارت است از نوعی حالت و کیفیت، ویژگی و تجربه مدرن یا دوره مدرن، که بیانگر تازگی، بداعت و نو بودن زمان حال به عنوان گسست یا انقطاع از گذشته، و ورود به آینده ای که در حال ظهور است می باشد، و گستره آن با فکر یا ایده نوآوری، ابداع، ابتکار، تازگی، خلاقیت، پیشگامی، پیشرفت، ترقی، توسعه، رشد، تکامل، سلیقه و مد همراه است .نقطه مقابل مدرنیته، گذشته گرایی، کهنه پرستی، رکود، عقب افتادگی، قدیمی بودن و … می باشد

تاریخچه مدرنیته:

واژه مدرن درقرن هفدهم وارد عرصه منازعات روشنفکری اروپای غربی شد.وجه بارز وآشکار معنای آن چیزی معادل رایج، جاری،مرسوم، متداول یاچیزی دارای خاستگاه ومنشأ اخیر ومعاصربود.لیکن بستر وزمینه ظهور وشهرت واعتبار روزافزون آن بیانگر معنایی به مراتب وسیع تر،گسترده تر وعمیق تر ازمعنای صرفاً فنی آن است. کیفیت یاحالتی دالّ بر واجدِ خاستگاهِ معاصربودن وبه تازگی خلق شدن،که ناگهان به صورت موضوعی  مورد  توجه شدید درآمده بود وظاهراً اهمیت واعتبار همه جاذبه وبدیعی پیداکرده بود.

چیستی وچرائی مدرنیته:

در باب چرائی  وچیستی مدرنیته ،باید گفت که:«مدرنیته به شیوه های زندگی اجتماعی وتشکیلات وسازمان های اجتماعی اشاره دارد که از حوالی قرن هفدهم به این طرف دراروپا ظاهرشدند وبه تدریج دامنه تأثیرات ونفوذ آنها کم وبیش درسایرنقاط جهان نیزبسط وگسترش یافت..امروزه درآخرین سال های قرن بیستم،خیلی ها معتقدند که ما درآستانه عصرجدیدی قرارداریم که علوم اجتماعی باید به پاسخگویی معضلات ومشکلات آن برخیزد، عصری که ما را به فراسوی مدرنیته می برد.

اصول و مبانی مدرنیته:

مدرنیته دارای اصول وپایه هایی است که در ذیل به طور خلاصه به آنها اشاره می کنیم:

۱ . تجربه گرایی: یعنی توجه و اهتمام ویژه به شیوه تجربه برای مطالعه و تحقیق در علوم طبیعی و انسانی، بدون توجه به امور فلسفی و برهانی .

۲ . انسان مداری: یعنی اعتقاد به محوریت انسان در تمام عرصه ها .

۳ . عقل گرایی: به این معنا که عقل مستقل از وحی و آموزه های الهی توان اداره زندگی بشر را دارد و انسان با استفاده از عقل خود قادر است تمام مسائل را درک نموده و به حل آنها بپردازد .

۴ . لیبرالیسم: به معنای آزادی خواهی خارج از چهارچوب دین .

۵ . رفاه و زندگی شهری: یعنی بالا رفتن سطح زندگی مادی و رفاه و اشاعه فرهنگ شهر نشینی .

۶ . رشد فناوری: توجه به رشد بی سابقه فناوری در تولیدات صنعتی و بروز شیوه های نو در تولیدات صنعتی .

۷ . دمکراسییا برابر گرایی: یعنی باور به اینکه همه انسانها از هر نژاد و جنسیت و دین و مذهبی که باشند، از هر نظر مساویند .

۸ . سرمایه داری: توجه به نظام سرمایه داری و اقتصاد بازار آزاد .

۹ . فرد گرایی: یعنی اصالت فرد و اعتقاد به تقدم فرد بر جامعه .

۱۰ . سکولاریسم: یعنی حاکمیت فرد علمی و غیر دینی، و به تبع آن منزوی شدن اقتدار دینی از عرصه های اجتماعی، وبه طور کلی شیوعیک فرهنگ مادی و این جهانی

فراسوی مدرنیته:

.اصطلاحات وتعابیر بسیارمتنوعی درباره این دوره گذار بکارگرفته شده است،که معدودی ازآنها به گونه ای مثبت به ظهور نوع جدیدی ازنظام اجتماعی اشاره دارند.(نظیر جامعه اطلاعاتی یا جامعه مصرفی)،لیکن اکثرآنها بیانگر این نکته اند که وضعیتِ قبلیِ امور به پایان خود نزدیک می شود(پست مدرنیته،پست مدرنیسم جامعه پسا صنعتی،جامعه پسا سرمایه داری وامثالهم…)برخی منازعات پیرامون این مسایل عمدتاً بردگرگونی های نهادی تاکید دارند،به ویژه منازعات ومباحثاتی که براین عقیده استوارند که مادرحال حرکت از نظام مبتنی برتولید کالاهای مادی به سمت نظامی هستیم که عمدتاً به گونه ای متمرکز وسازمان یافته معطوفِ تولید اطلاعات است

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
18 − 1 =


اخبار

سینما و هنر

جهان