مديريت جامع منابع آب

  • توسط لطفی
  • ۱۳۹۸-۰۶-۱۳

مديريت جامع منابع آب

مديريت جامع منابع آب در دهه ۸۰ قرن بيستم ميلادي در پاسخ به مشكلات مديريت آب مطرح گرديد. در مديريت جامع منابع آب به جاي بهره گيري از روش قديمي مديريت از بالا به پايين يا به عبارت ديگر برنامه ريزي جامع آب كه در آن تمركز بر روي موجوديت آب و توسعه منابع است، از روش جديدتر مديريت از پايين به بالا يا به عبارت ديگر برنامه ريزي جامع سياست هاي آب كه در آن اندركنش موجود بين بخش هاي مختلف نيز دخيل گرديده است، استفاده مي شود.

نکته اساسی

یکی از نکات اساسی در تعریف و اعمال برنامه ریزی و مدیریت یکپارچه منابع آب، تأکید بر تمرکز برنامه-ریزی و مدیریت در مقیاس و سطح حوضه آبریز به عنوان واحد مکانی تحلیل به جای اکتفا به برنامه ریزی مجزا در سطح پروژه های منفرد است.

بنابراین پرواضح است که برنامه ریزی تخصیص بهینه منابع آب بین مصارف و محل های مصرف رقیب نیز بایستی در واحد مکانی و اشل حوضه آبریز صورت پذیرد. در نتیجه مدیریت یکپارچه منابع آب در سطح حوضه آبریز و یا IRBM، موضوعی دارای اهمیت و قابل توجه برای طراحان، برنامه ریزان، مدیران و قانون گذاران حیطه مسائل آب بوده که در آن به موضوع مدیریت سیستم های آبی بعنوان امری تأثیرگذار در محیط طبیعی و اجتماعی-اقتصادی در برگیرنده آنها پرداخته می شود.

اگر مدیریت یکپارچه منابع آب در حوضه آبریز را به معنای رعایت یکپارچگی و جامع نگری از منظر:

۱- احتساب و تحلیل تمامی عناصر و المان های پخش شده در گستره مکانی سیستم با هم و روی هم و در تعامل با هم (Spatial Integrity)
۲- یکپارچگی تحلیل در گستره زمانی و یا به عبارتی توجه به شرایط هم حال و هم آینده و تغییر پذیری رفتار حوضه در اشل زمانی مناسب و معرف (Temporal Integrity)
۳- دیدن منابع آب سطحی و زیرزمینی و حتی منابع خاک با هم و در تعادل با هم (Resource Integrity) در کنار مدیریت مصارف به شکل یکپارچه تحت معیارها و اولویت بندی های مختلف (Demand Management)
۴- احتساب همزمان اهداف کمی در کنار اهداف کیفی (Quantity-Quality Integrity)
۵- پذیرش و لحاظ کردن تعدد اهداف تأمین آب، تولید برق، کنترل سیلاب، حفظ اکولوژی و محیط زیست (Multi-Objective Aspects)، ضمن توجه به ملاحظات اقتصادی-اجتماعی و مناسبات اداری و سازمانی (Institutional Aspects) در سطح حوضه آبریز

باید ها و نباید ها

بدانیم، طبیعتا بایستی در جستجوی آندسته از روش ها و مدل های ریاضی و تحلیل سیستمی باشیم که قابلیت و سنخیت بیشتر در احتساب جنبه های پنج گانه فوق از مدیریت یکپارچه را دارا می باشند.

اصولا با گسترش افق دید و تحلیل از برنامه ریزی برای یک طرح و پروژه موضوعی و محلی خاص به برنامه ریزی در سطح و اشل بسیار بزرگتر نظیر کل حوضه آبریز و حتی برهم کنش آن با حوضه مجاور، هدف اصلی استفاده از یک رویکرد مبتنی بر یکپارچه نگری و تبع تحلیل و مدل سازی یکپارچه، آنهم با پتانسیل یکپارچه نگری از جنبه های مختلف اشاره شده در بالا و نه صرفا جنبه مکانی آن است.

این خصوصیت مهم واقعیتی است که متدولوژی و روش های تحلیل و مدل سازی متعاقب آن خود بخود بایستی در برابر آن پاسخگو باشند. بنابراین توانایی در برآوردن نیاز فوق است که مبنای انتخاب متدولوژی و روش های تحلیل سیستمی مؤثر و سپس مدل ها و بسته های نرم افزاری توسعه یافته بر اساس این روش ها در برنامه-ریزی تخصیص آب در سطح حوضه آبریز خواهند بود.

اندیشمند

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان