مفهوم کیفیت زندگی

  • توسط مهسا کمیلی
  • ۱۳۹۸-۰۳-۲۸

مفهوم کیفیت زندگی

مفهوم کیفیت زندگی  مفهوم جدیدی نیست.بسیاری از دانشمندان در رشته های جامعه شناسی  روان شناسی و اقتصاد قبلا آن را مورد توجه قرار داده اند.تاریخچه موضوع کیفیت زندگی به زمان ارسطو بر می گردد.او معتقد بود که کیفیت زندگی به معنای زندگی خوب و شادی است.که در  نتیجه  پرهیزگاری  حاصل می شود.اصطلاح کیفیت زندگی در عصر ما ،اولین بار  توسط  پیگو  در  کتابی  به  نام  اقتصاد  و  رفاه  به کار رفت.

تاریخچه ی کیفیت زندگی

اکنون به بیان تاریخچه ای از پیدایش این مفهوم در علوم مختلف پرداخته می شود.منشا ظهور مفهوم کیفیت زندگی به سال های بسیار دور در میان فلاسفه و دانشمندان ایرانی ،یونانی و چینی بر می گردد و در ادبیات و فلسفه و طب ریشه دارد و این مبحث که زندگی خوب ،چگونه است همیشه در طول اعصار و قرون مورد توجه فلاسفه و اندیشمندان بوده است. تاترویوسکی (۱۹۷۶)بر عقاید و نظریات مختلفی که در مورد شخصیتی در طول سالهای مختلف ارائه شده بود.بازنگری و بررسی مجددی انجام داد و در نوشته های خود قدمت تارخچه مفهوم سعادتمندی را در طول تاریخ بالغ بر ۲هزار سال ذکر می کند.

نظرات

در ابتدا معتقد بودند که خوشحالی یکی از نعمت های خدادادی است و انسان خوشحال ،خوب زندگی می کند و خوشبختی به صورت ساده موفقیت و کامیابی تعریف می شد. سپس  در  قرون  وسطی  این  مفهوم  به  صورت  وضعیتی  که  انسان  آن  را  ترجیح  می دهد یا در حالتی که در آن فرد بیشترین فضایل روحی را کسب می کند تعریف گردید.بعد از مدتی مفهوم خوشبختی به شکل لذت بردن از زندگی تعرف شد و بعدها در نظریه ها اصالت لذت نیز معنای رفاه مورد توجه قرارگرفت. به عنوان مثال فروید اصل لذت را شرط اساس حرکت انسان دانسته است. نخستین تحقیقات واقعی در زمینه مفهوم کیفیت زندگی به کمپل ،کانورس و راجرز اندروز و ایتی(۱۹۷۶)بر می گردد.

نظرات هارت به نقل از ویلکا

هارت(۱۹۹۹)به نقل از ویلکا و دیگران(۲۰۰۳)کیفیت زندگی را به دو نقطه اصلی و غیرکاری تقسیم کردند. کیفیت زندگی کاری به مسائل شغلی و کیفیت زندگی غیرکاری به دامنه ای از مواردی چون ازدواج یا روابط فامیلی ، سلامتی ،زندگی خانوادگی ،همسایگی ،زندگی جنسی ،سکونت ،دوستی ها،تحصیلات ،استانداردهای زندگی و فعالیت های اوقات فراغت مربوط است .همانطور که ملاحظه می شود.تعاریف عملیاتی کیفیت زندگی متنوع هستند.تعاریف مختلف در تاکید بر جنبه های فردی-اجتماعی و یا نظری عملی با هم تفاوت دارند.

نظرات فلس و پری

فلس و پری(۱۹۹۵)معتقد است که به تعداد مردم ،تعریف برای کیفیت زندگی وجود دارد . چرا که آن چه در نظر هر فرد مهم است از دیگران متمایز است.

نظرات سارویماکی و استنبوک و هالت

سارویماکی و استنبوک و هالت (۲۰۰۰)می نویسند:سه حیطه برای کیفیت زندگی وجود دارد که عبارتند از:

حس رفاه ،حس معنا و حس باارزش بودن. انتخاب این ۳حیطه به عنوان متغیرهای اصلی کیفیت زندگی بر اساس مباحث فلسفی فرانکل (۱۹۷۲)و نوردن فلت می باشد. فرانکل معتقد است که انسان موجودی است.

در جستجوی معنا و خالق معنا و رفاه به جنبه لذت بردن از زندگی اشاره دارد وحس باارزش بودن به معنای تجربه فرد به عنوان شخصی ارزشمند با توجه به فعالیتهای فرد ایجاد می شود. عواملی که بر حس رفاه ،حس با معنا بودن و باارزش بودن تاثیر می گذارد، شرایط کیفیت زندگی نامیده می شود و به دو دسته شرایط داخلی و شرایط خارجی تقسیم می شوند.به این ترتیب سلامتی ،ظرفیت عملکرد ،مکانیسم های تطابقی و شخصیت جز شرایط داخلی و محیط

شامل :

شغل شرایط مسکن و شبکه اجتماعی و وضعیت زیستی–جسمی جز شرایط خارجی کیفیت زندگی محسوب می شوند،این عوامل بر روی کیفیت زندگی تاثیر می گذارند.تعریف کیفیت زندگی را شامل مولفه پذیرش خود ،هدف داشتن در زندگی ،رشد شخصی،تسلط بر محیط ،خودمختاری و روابط مثبت با دیگران می داند.

۱-پذیرش خود:

به معنای احترام به نفس براساس آگاهی از نقاط قوت و ضعف خود است.

۲-هدف داشتن در زندگی :

با استفاده از هدف در زندگی ،افراد می توانند در مقابل سختی ها و رنج ها پایداری و مقاومت کنند.

۳-رشد شخصی :

به صورت شکوفا ساختن کلیه نیروها و استعدادهای خود ،به دست آوردن توانایی های جدید حاصل می شود.

۴-تسلط بر محیط:

فرد محیط را مطابق خصوصیات و نیازهای فردی خود شکل دهد و بتواند آن را به همان شکل نگه دارد.

۵-خودمختاری:

به این معنا که فرد بتواند براساس معیارها و عقاید خویش عمل و زندگی کند .

۶-روابط مثبت با دیگران

:عبارت است از توانایی برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران و اشتیاق برای برقراری روابط نزدیک و صمیمانه با دیگران و نیز عشق ورزیدن به دیگران.

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان