میزان شيوع ناتواني يادگيري

  • توسط مهسا کمیلی
  • ۱۳۹۸-۰۵-۳۰

میزان شيوع ناتواني يادگيري

میزان شيوع ناتواني يادگيري را طبق گزارش كميته ملي مشورتي كودكان ناتوان (معلول)  از يك تا سه درصد كودكان مدرسه رو مي­­دانند و طبق گزارش همين كميته تعداد كودكانيكه به عنوان ناتوان در يادگيري شناخته شده­ اند از سال ۱۹۷۶ به دو برابر رسيده و در سال­هاي ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ در حدود ۷۳/۴ درصد محصلان مدرسه بوده است. مطالعه نريماني و رجبي (۱۳۸۴) ميزان شيوع اختلالات يادگيري در استان اردبيل ۱۳ درصد گزارش شده است. از نظر تفاوت­هاي جنسيتي نيز، گزارش­هاي به دست آمده از مدارس و كلينيك­ ها، رواج ۴ به ۱ بين پسرها و دخترها را مطرح كرده­اند. البته يكي از فرضيه­ هاي ممكن در اين زمينه اين است كه دختران بنا به دلايلي كم­تر از پسرها شناسايي مي­شوند.

نظريه محدود بودن ميدان دقت و توجه

کودکان ناتوان یادگیری دچار اشكال در تمركز، ‌توجه و حواس هستند و به عبارت ديگر كيفيت رشد در كسب دقت و توجه عادي دچار تأخير يا وقفه شده است. در اينكه كودكان حواسشان زود پرت مي­شود و قادر نيستند توجه خود را به محرك اصلي براي مدتي معطوف كنند شكي نيست ولي علت تأخير يا وقفه دقت وتوجه دراين فرضيه معلوم نيست.

نظريه بدكاري مغز

علي­رغم اينكه در اين كودكان، آسيب مغزی مشخص پيدا نشده است ولي اعتقاد كلي براين قرار دارد كه بعلت ويژگي­هاي رفتاري مشابه آنچه دركودكان با ضايعات مغزي مثل حواس­پرتي، بيقراي، و اختلالات اداركي ديده مي­شود اين افراد نيز مبتلا به اختلال جزئي دركاركرد دستگاه عصبي مركزي هستند و به همين علت بعضي از مؤلفين بي­قراري و ناتواني يادگيري را مترادف هم مي­دانند و عقيده دارند كه در اين كودكان رشد مغز آهسته­تر از ميانگين است و برخي از قسمت­ هاي مغز رشد كمتري نسبت به بخش­ هاي ديگر داشته كه موجب ناهماهنگي در مهارت­ ها مي­شود.

نظريه عوامل ژنتيكي 

ژنتیک به این دلیل تثبیت شد که دوقولو های یک تخمکی اگر هر کدام از آن ها به ناتوانی خواندن  مبتلا باشد دیگری هم مبتلا میشود در صورتیکه در دو قلو های دو تخمکی شیوع این بیماری به ۳۳ درصد گزارش شده است .

نظریه تاخير در رشد

کرشیلی نظریه ی تاخیر در رشد در سال ۱۹۷۰ عنوان کرد. كه  كودكان دیرتر از همسالان خود ، اطلاعات پیرامون خود را درک میکند ولی از نظر کیفی فرقی با دیکر کودکان عادی ندارند اما از نظر كمي با انها متفاوت اندبه همین دلیل است که محرک ها را دیر تر دریافت و درک میکنند اما کرشیلی علت این کندی را بیان نکرده است.

نظريه برتري نيمكره مغزي طرف راست

اورتون و فريدمن به ترتيب درسال هاي ۱۹۳۷ و ۱۹۷۵ بیانگر این نظریه شد. همانطوريكه نيمكره چپ مغزي براي گفتار و مهارت­ هاي كلامي است نيمكره راست بيشتر در كنترل ساخت و ايجاد تشخيص­ هاي پيچيده ديداري و فرآيندهاي غيركلامي و آگاهي­ه اي اداركي نظير موسيقي، رموز رياضي نقش دارد و افراد مبتلا به خوانش پريشي دچار برتري نيمكره راست هستند و سعي دارند بيشتر از توانايي­ هاي غيركلامي براي انجام تكاليف مدرسه استفاده كنند.

 

 

 

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
29 − 17 =


اخبار

سینما و هنر

جهان