• صفحه اصلی
  • >
  • مقالات
  • >
  • نزاع‌‌های فرقه‌ای بین دو ائتلاف بزرگ – خشونت و ترورهای سیاسی در لبنان

نزاع‌‌های فرقه‌ای بین دو ائتلاف بزرگ – خشونت و ترورهای سیاسی در لبنان

  • توسط اعرابی
  • ۱۳۹۸-۰۹-۱۹
  • ۳۷ بازدید

اوج نزاع‌‌های فرقه‌ای بین دو ائتلاف بزرگ لبنان

نزاع‌‌های فرقه‌ای و درگیری‌ها بین دو ائتلاف بزرگ در لبنان پس از جنگ اسرائیل و حزب‌الله به اوج خود رسید. مشخصه اصلی  درگیری‌ها بین دو ائتلاف بزرگ نزاع‌‌های فرقه‌ای، خشونت، ترورهای سیاسی از جمله کشته شدن نخست‌وزیر ولید ایدو و پیر جمایل و برخی از افراد متحد ائتلاف ۱۴ مارس و فلج شدن نهادهای دولتی لبنان بود.پس از پیروزی حزب‌الله بر اسرائیل، رهبران سیاسی شیعه از احترام خاصی در این کشور برخوردار شدند و در کنار آن، از بعد نظامی نیز ظرفیت‌‌های خود را افزایش دادند؛ زیرا حزب‌الله تنها گروه در لبنان بود که از توانایی‌‌های نظامی قوی برای دفاع از کشور برخوردار بود و از این نظر بر سایر نیروهای لبنانی برتری داشت.

موارد عمده نزاع‌‌های فرقه‌ای بین دو ائتلاف ۸ مارس و ۱۴ مارس

موارد عمده نزاع‌‌های فرقه‌ای بین دو ائتلاف ۸ مارس و ۱۴ مارس در موضوعات اصلی سیاست داخلی و خارجی رخ داد که این به دلیل فرهنگ متضاد نخبگان آنها بود. به عنوان مثال، رهبر اتحاد ۱۴ مارس، ولید جمبلات (از جامعه دروزیان لبنان)، به طور مرتب حمایت خود را از دادگاه تحت نظارت سازمان ملل متحد برای تحقیق در مورد ترورهای سیاسی اعلام می‌کرد.

وی همچنین از خلع سلاح حزب‌الله به عنوان تهدیدکننده سلطه ائتلاف ۱۴ مارس دفاع می‌کرد و ائتلاف ۸ مارس را به دلیل خدمت به منافع ایران و سوریه مقصر سرزنش می‌کرد. در حالی که ۸ مارس به دنبال نشان دادن مداخلات غربی در لبنان  مانند دادگاه خارجی برای ترور حریری  بود و به دنبال روابط استراتژیک با سوریه، ایران و حماس نیز بود، بنابراین برخورداری از سلاح برای دفاع از شکنندگی لبنان در برابر حمله‌‌های خارجی از جمله اسرائیل  برای حزب‌الله غیر قابل مذاکره بود. به همین ترتیب، رهبر ائتلاف ۸ مارس، نصرالله، ۱۴ مارس را به دلیل تبانی با ایالات متحده و اسرائیل و سلطه انحصاری در سیاست‌‌های داخلی سرزنش می‌کرد.

نقش قدرت‌های خارجی درنزاع‌‌های فرقه‌ای لبنان

قدرت‌های خارجی نقش مهمی در دخالت در جنگ اسرائیل و حزب‌الله و ایجاد زمینه‌هایی برای درگیری‌‌های فرقه‌ای داشتند. این مسئله در واقع یک جنگ نیابتی بین ایالات متحده و ایران بود؛ جنگی که در آن ایالات متحده از اسرائیل حمایت می‌کرد و این حمایت آشکار به دلیل جلوگیری از دستیابی به آتش‌بس و نابودی حزب‌الله و به زعم آنها شبکه‌‌های تروریستی که توسط ایران پشتیبانی می‌شد، صورت می‌گرفت.

با وجود اینکه اسرائیل نتوانست حزب‌الله را از بین ببرد. سازمان ملل با حمایت ایالات متحده قطعنامه ۱۷۰۱ را تصویب كرد و هدف این قطعنامه خلع سلاح «همه گروه‌‌های مسلح غیر دولتی» بود، و اگرچه صریحاً به حزب‌الله اشاره نشده بود، اما واضح بود كه جامعه جهانی به ویژه ایالات متحده، دولت غرب گرای فواد سینیوره  را برای مجبور کردن حزب‌الله به خلع سلاح، که به اصطلاح باعث درگیری با مخالفان و سوق دادن لبنان به نزاع‌‌های فرقه ای می‌شد، ترغیب می‌کرد.

بدین ترتیب، ایالات متحده می‌توانست با از بین بردن حزب‌الله و شبکه‌‌های متحدین آن، نقش خود را در منطقه پیش ببرد. بر این اساس و مطابق با نظریه انجمن‌گرایی، قدرت‌های خارجی دخالت به دنبال جلوگیری از درگیری نزاع‌‌های فرقه‌ای و تضمین ثبات سیاسی در سیستم سیاسی لبنان نبودند، بلکه برعکس آنها در تلاش بودند تا با همراه شدن با یکی از طرف‌‌های جنگ، منافع ملی خود را پیش ببرند. در نتیجه تنش‌‌های فرقه‌ای درگیری بین این دو ائتلاف افزایش پیدا کرد.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان