نظریه های شخصیت

  • توسط مهسا کمیلی
  • ۱۳۹۸-۰۵-۲۸

نظریه های شخصیت

از  زمانی که جالینوس حکیم یونانی نظریه های شخصیت را  افراد را از نظر غلبه ی اخالاط چهار گانه به چند تیپ تقسیم کرده است  و برای هر یک از این تیپ­ ها ویژگی­ های معینی قائل شد از آن موقع تا الان  نظریه­ های گوناگون با گرایش­ها و زمینه ­های متفاوتی درباره شخصیت انسان داده  شده است که می­توان آنها را به صورت زیر عنوان کرد:

رویکرد تیپ شناختی

  • نظریه بقراط (شخصیت و ساختمان تن و مزاج):

می توان اولین طبقه بندی تیپ شناختی شخصیت را به بقراط و جالینوس حکمای قدیم یونان نسبت داد بقراط می گوید بدن انسان چهار نوغ خلط دارد .خون، بلغم، صفرا و سودا. او می گفت که میان جسم آدمی و جهان خارج رابطه ای هست  و عناصر چهارگانه آب، باد، خاک و آتش که بیش از او به وسیله امپدوکلس فیلسوف دیگر یونانی عناصر تشکیل دهنده جهان تصور شده بود ، در بدن خاصیت های گوناگونی دارد این به همین معناست که  خاصیت آتش گرمی، خاصیت باد سردی، خاصیت خاک خشکی و خاصیت آب تری است. در خون افراد بهنجار، هر عنصر را می تون یافت .  بلغم نماینده رطوبت آب، صرفا نماینده گرمی آتش است ، و سودا نماینده خشکی خاک است.

سوداوی مزاج:

معمولاً  تنفس آنها  و جریان خون کندی دارند . سوداوی مزاجان افرادی خیالاتی، مغموم، غیراجتماعی، مضطرب، بدبین و ناراحت هستند.

صفراوی مزاج:

لاغر اندام ، رنگ پوست گندمی، خشک و زیتونی رنگ ،تنفس اهان ها تند هست و حرکات مقطعی دارند. از نظر خلق و خو تند، زود جوش ، بلند پرواز، جاه طلب، حسود، کم خواب و پر کابوس اند.

بلغمی مزاج:

افراد چاق و با پوست صورتی هستند تنفس و جریان خون آنها تند و عضلاتسستی دارند. پر خواب و خواب عمیق  خون گرم و اجتماعی ، تنبل و منفعل و کند ذهن هستند.

دموی مزاج:

جریان خون تند، در ظاهر زیبا ، پر خواب و خوش اشها است . شاد است، خوش بین، جدی و فعال است. ذهن او کمی کند و سطحی است .

  • نظریه کرچمر

در قرن بیستم، علم روانشناسی علمی تر شد تلاش کردند تا طبقه های شخصیتی تا حد امکا علمی تر پیش رود. یکی از افرادی که کوشش زیادی در این زمینه داشت  ارنست کرچمر روان پزشک آلمانی بود. او در سال ۱۹۲۱ با انتشار کتاب ساخت بدن و منش و با استفاده از روش های انسان سنجی جسمی انسان ها را به دو تیپ فربه تنان و لاغرتنان تقسیم کرد و بعداً یک تیپ سوم به نام سنخ پهلوانی نیز به آناناضافه کرد و به هر یک از این سه سنخ جسمی یک سنخ روانی مربوط می شود. مثلاً فربه تنان از نظر روانی ادواری خوی، لاغرتنان اسکزوئید خوی و سنخ پهلوانی صرع واره خوی هستند.

  • نظریه شلدون

ویلیام شلدون، دانشمند آمریکایی نیز مانند کرچمر به وجود رابطه بین ویژگی های جسمی و خصوصیات شخصیتی در انسان اعتقاد داشت. اما بر عکس کرچمر این رابطه را علت و معلولی نمی دانست بلکه به وجود رابطه همبستگی بین تن و روان باور پیدا کرده بود.  شلدون و همکاری وی استیونس، با استفاده از روش های آماری و مطالعه هزاران عکس از صدها جوان برهنه در حالات مختلف (روبرو، نیمرخ چپ، نیمرخ راست و…) و طبقه بندی آنها برحسب چگونگی ساختمان بدن و همچنین با توجه به رشد بیشتر هر یک از سه لایه جنینی اکتودرم، مزودرم و اندودرم، با انتشار کتاب «اطلس انسان ها» در ۱۹۵۴ ابتدا سه جنبه شخصیتی

به شرح زیر مشخص کردند:

الف- جنبه اکتومورف:

که با غلبه قدرت سلسله اعصاب و پوست همراه است.

ب- جنبه مزورمورف:

که با رشد و استحکام عضلات و استخوان ها مشخص می شود.

ج- جنبه اندومورف:

که با رشد و برجستگی اعضاء درونی مانند امعاء و احشاء همراه است.

 

 

 

 

 

 

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان