نفت و گاز – نگراني هاي ناشي از افزايش شكاف در تولید

  • توسط لطفی
  • ۱۳۹۸-۰۷-۱۰

نفت و گاز و عرضه و تقاضاي جهاني آن

نفت و گاز و عرضه و تقاضای جهانی بر قیمت آن تاثیر گذار است علل افزایش و کاهش قیمت نفت هم متاثر بر همین عوامل کلیدی است. اكنون ميزان مصرف نفت خام در جهان ۱۰۰۰ بشكه در هر ثانيه است، اما ميزان توليد در جهان با ا ين سرعت پيش نمي رود و شكاف بين عرضه و تقاضا هم چنان در حال افزايش است.

براساس آخرين برآوردها ، فاصله ي بين افزايش ميزان تقاضا و كاهش طبيعي ميزان توليد در هر ثانيه حدود ۷۰ بشكه افزايش مي يابد. براساس آخرين برآوردهاي آژانس بين المللي انرژي ، ميزان تقاضاي جهاني نفت خام در فاصله ي زماني ۲۰۰۳ تا ۲۰۳۰ ، معادل ۴۷ درصد افزايش خواهد يافت.

در حقيقت ميزان تقاضاي جهاني نفت خام از ۸۰ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۰۳ ، به ۹۸ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۱۵ و ۱۱۸ ميليون بشكه در روز در سال ۲۰۳۰ خواهد رسيد.

براي تأمين اين ميزان تقاضا در همين دوره، مي بايست ۳۸ ميليون بشكه در روز بر ميزان عرضه ميليون  افزوده شود.  پيش بيني مي شود كه ميزان توليد اوپك در سال ۲۰۳۰ معادل ۳/۴۵  بشكه در روز باشد و يا بر اثر ركود اقتصادي در جهان، بازار با كاهش تقاضا مواجه شود و تأثير بلند مدت در شرايط رونق بر بازار ايجاد كند، و موجب نوسان شديد در قيمت ها شود.

اثرات جهاني كمبود ظرفيت مازاد توليد و عدم وجود سرمايه ي مورد نياز

بيش تر كشورهاي توليد كننده و صادركننده ي نفت خام فاقد ظرفيت مازاد توليد هستند و تنها عربستان سعودي است كه يك تا يك و نيم ميليون بشكه در روز ظرفيت مازاد توليد دارد.

ظرفيت مازاد توليد به نوعي امنيت رواني بازارهاي نفت را فراهم مي كند. در سال ۲۰۰۴ ، زماني كه ميزان تقاضاي جهاني نفت خام به علت افزايش ناگهاني ميزان عرضه در پي روند سريع توسعه ي اقتصادي در كشورهاي در حال توسعه مثل هند و چين ، افزايش يافت، نبود ظرفيت مازاد توليد به يكي از فاكتورهاي مهم در تعيين قيمت هاي نفت تبديل شد.

افزايش وابستگي غرب و هم چنين كشورهاي در حال توسعه اي مثل چين و هند به نفت و گاز خاورمیانه

۷۱ درصد ذخاير اثبات شده ي نفت خام در خاورميانه و كانادا (۱۷۴ میلیارد بشکه شن هاي نفتي كانادا به عنوان ذخاير غيرمتعارف نفت خام) قرار دارد و در بين ۲۰ كشور دارنده ي بيش ترين ذخاير نفت خا م اثبات شده ، ۸ توليدكننده ي بزرگ اوپك ۶۵ درصد ذخاير نفتي جهان را به خود اختصاص داده اند، كه اين كشورها نيز در منطقه ي خليج فارس قرار دارند.

پيش بيني مي شود كه تا سال ۲۰۲۰ وابستگي اتحاديه­ اروپا به واردات انرژي به بيش از ۷۰ درصد افزايش يابد (از ۵۰ درصد كنوني) و همين امر، آينده ي امنيت انرژي اين منطقه را در هاله اي از ابهام فرو مي برد.

آمريكا با وجود سياست هاي كاهش وابستگي به نفت خام خاورميانه ، باز هم حدود ۲۵ درصد نيازهاي نفتي خود را از خاورميانه تأمين مي كند و ژاپن نيز بيش از ۷۰ درصد نيازهاي نفت خام خود را از خاورميانه تأمين مي كند و وابستگي چين و هند به نفت خام خاورميانه نيز روز به روز در حال افزايش است.

تنش هاي داخلي كشورها و بي عدالتي در توزيع درآمدهاي نفت و گاز

تعدادي از كشور هاي توليدكننده ي نفت خام به دليل سياست هاي نادرست داخلي در زمينه ي تقسيم درآمدهاي نفتي ، با تنش ها و مقاومت هاي گروه ها و اقليت هاي داخلي روبرو هستند.

به عنوان مثال در سال هاي اخير ساكنان بومي دلتاي نيجريه بارها در زيرساخت ها و تأسيسات نفتي عمليات خرابكارانه انجام داده اند. اداره ي اطلاعات انرژي امريكا در گزارش ماه آوريل سال ۲۰۰۷ خود اعلام كرد، عمليات خرابكارانه و تنش هاي داخلي سبب كاهش توليد روزانه ۵۸۷ هزار بشكه نفت خام اين كشور شده است.  نمونه ي ديگر اين تنش ها را مي توان در كشور هاي ديگر توليد كننده نفت مثل الجزاير و عربستان سعودي مشاهده كرد.

تنش هاي ژئوپليتيكي و جنگ

جنگ و درگيري هاي نظامي در كشورهاي توليدكننده ي نفت خام تأثيري بسيار منفي بر بازارهاي جهاني نفت دارد و سبب افزايش قابل توجه قيمت هاي نفت مي شود. جنگ ۸۸-۱۹۸۰  بين ايران و عراق به عنوان دو كشور بزرگ توليدكننده، علاوه بر آن كه سبب ايجاد نوسان درقيمت هاي نفت خام شد به علت تخريب زيرساخت هاي صنعت نفت در هر دو طرف درگيري، اين كشو ر ها از برنامه هاي توسعه خود نيز عقب ماندند.

حمله ي عراق به كويت در سال ۱۹۹۰ نيز كه به انگيزه ي دست يابي به منابع نفتي بود سبب توقف روند توسعه در هر دو كشور شد، در نهايت حمله ي آمريكا و نيروهاي ائتلاف به اين كشور درسال ۲۰۰۳ نيز تأثير بسيار منفي بر صنعت نفت عراق داشت، چرا كه هنوز پس از گذشت ۴ سال، به علت نبود امنيت ، توسعه ي بخش هاي بالادستي و پايين دستي در اين كشور در هاله اي از ابهام قرار دارد.

مقاومت هاي داخلي در برابر سياست هاي دولت

بازي هاي سياسي مقاومت گروه هاي مخالف دولت ها درتعدادي از كشور هاي توليدكننده، مانع موفقيت اين دولت ها در توسعه ي صنعت نفت­شان شده است، به عنوان مثال در مكزيك ، انتقاد شديد گروه هاي مخالفت دولت در برابر تسهيل سرمايه گذاري خارجي در بخش بالادستي ، روند پروژه هاي توسعه را كند كرده و سبب عدم موفقيت دولت در بهره برداري از ذخاير نفت خام قابل استحصال و يا فعاليت هاي جديد اكتشافي شده است.

اين عامل بيش تر در بين سياست گذاران و تصميم گيرندگان بر تفاوت نظرات و ديدگاه نسبت به هم پيوندي با بازار جهاني و يا تكيه بر منابع داخلي در كشورهاي در حال توسعه استوار نيست ، كه در صورت طولاني شدن، فرصت هاي سرمايه گذاري در توسعه و نوسازي صنايع نفت و گاز را از دست مي دهند.

ناسيوناليسم نفتي

شركت هاي بين المللي در پرتو سياست هاي جهاني دولت هاي سلطه گر تلاش مي كنند كه مسائل سياسي را به مسائل فني و اقتصادي ترجيح دهند و نرخ بالاتري را براي سرمايه گذاري در كشورهاي هدف خواستار شوند.

آن ها به طور قطع به اين نتيجه رسيده اند كه منابع هيدروكربني كشورهاي توليد كننده را به صورت توافق شده و به طور پنهان مديريت كنند و اين مسئله براي كشورهاي مستقل و شركت هاي ملي نفتي توانمند آشكار شد و در اين دوران كشاكش بين شركت هاي ملي و شركت هاي بين المللي در عرصه توليد نفت در كشورهاي صاحب ذخاير و منابع شكل گرفته است كه مي توان به تحولات شوروي سابق، كشورهاي جدا شده و شركت هاي نفتي آن ها و چگونگي استفاده از زير ساخت هاي نفت و گاز مانند خطوط لوله و نقل و انتقال انر ژي اشاره كرد . اين روندها مانع تبادل سرمايه گذاري در طرح هاي انتقال تكنولوژي براي تبديل به ارز يا برداشت و يا بهره از خطوط انتقال انرژي مي شود.

افزايش حملات تروريستي و خرابكارانه عليه تأسيسات

در دو دهه ي گذشته حملات تروريستي برعليه خطوط لوله انتقال نفت و گاز و هم چنين تأسيسات نفتي افزايش چشم گيري داشته است . به عنوان مثال پس از حمله ي آمريكا و نيروهاي ائتلاف در سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷، صادرات نفت خام از خطوط لوله ي ميادين كركوك به بندرجيهان تركيه، بيش تر مواقع متوقف بوده است و يا ممكن است در عربستان ، ونزوئلا، نيجريه، گرجستان، روسيه و يا هر يك از كشورهاي توليد كننده و مصرف كننده كه داراي تأسيسات عظيم نفتي هستند، در آينده عمليات خرابه كارانه رخ دهد.

وابستگي روزافزون كشورهاي توليد كننده به درآمدهاي نفتي

اهميت درآمدهاي نفتي براي اقتصاد كشورهاي توليدكننده ي نفت خام كه شديدا به اين درآمدها وابسته اند، بسيار زياد است، به طوري كه هر گونه كاهش جدي در درآمدهاي نفتي ، مي تواند با متأثر كردن مخارج بخش عمومي و ايجاد اختلال در تجارت خارجي اين كشورها ، معضلات فراواني را ايجاد كند.

متأسفانه اقتصاد بيش تر كشورهاي توليد كننده ي نفت خام به شدت به درآمدهاي حاصل از صادرات نفت خام بستگي دارد، براي مثال وابستگي كويت به نفت خام بيش از ۹۰ درصد است و ايران نيز بيش از ۸۵ درصد به درآمدهاي نفتي وابسته است. در شرايط ركود اقتصاد جهاني، نحوه ي تنظيم بودجه ي ساليانه ي اين كشورها و روند توسعه ي آينده، دچار نوسان و نابساماني مي شود.

اندیشمند

 

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان