نقد هنری چند مقوله ای۲

  • توسط نقشبندی
  • ۱۳۹۸-۰۶-۱۳
عکس هنری

نقد هنری چند مقوله ای۲

نقد هنری چند مقوله ای۲ در روزگار ما فروکاسته شده به رویکردهای تفسیری که گفته شد. البته این نظر که به ارزشگذاری آثارهنری می­پردازد هم، مخالفینی دارد.

یکی از دلایل مهم آن­ها نیز این است که معتقدند، ارزشگذاری امری است ذوقی و جایی که امر ذوقی وجود دارد، ملاک­های عینی جایی ندارند و این دعوا را نمی­شود با استدلال، دلیل و منطق خاتمه داد.

هر کسی بنا به سلیقه­ ی خودش، چیزی را دوست دارد. این اولین نگاهی است که معتقدند چون سلیقه­ ها درهم و شلوغند، بنابراین نمی­شود قضاوت ارزشگذارانه کرد. اما مهم­تر از این دلیل، استدلال دیگری نیز توسط  فیلسوفان، در رد ارزشگذاری بیان شده است، که آن را استدلال اصول کلی می­نامند.

استدلال اصول کلی

این استدلال بیان می­کند که اگر بخواهید یک اثر هنری را ارزشگذاری کنید، باید تعدادی اصل کلی داشته باشید مثلاً هر نقاشی­ای که روایتگری خوبی داشت، اثر خوبی است یا هر مجسمه ای که واقع­گرایانه تر بود مجسمه ی خوبی است یا هر فیلمی که شخصیت­ پردازی محکمی داشت، فیلم خوبی است. ولی می­دانیم در آثار هنری ما با این ملاک­ های کلی مواجه نیستیم.

ارزشگذاری ممکن نیست

یعنی هر ملاک کلی برای اثر هنری بیاوریم هنرمندی وجود دارد که آثارش، آن ملاک کلی را نقض می­کند. می­گوییم نقاشی روایتگر، آثار سورئال نقض این اصل هستند، می­گوییم مجسمه واقع­گرایانه، آثار حجمی غیر واقع­گرایانه را می­بینیم، می­گوییم فیلم با شخصیت­پردازی محکم، فیلمی می­بینیم بدون هیچ شخصیت پردازی، شعری می­خوانیم که وزن ندارد، موسیقی ندارد و هیچ­کدام از آن عناصری که ما قبلاً با آن عنوان مقوم ذات هنری یک شاخه­ ی هنری می­شناختیم را ندارند. بنابراین این فیلسوفان استدلال می­کنند که ارزشگذاری ممکن نیست.

ایدئولوژی

و چون ارزشگذاری ممکن نیست پس آنهایی که کارهای هنری را ارزشگذاری می­کنند از موضع ایدئولوژی به آثار نگاه می­کنند. یعنی معتقدند که اینطور نقدها، نقد ایدئولوژیک­اند.

این تئوری را میشود تئوری توطئه نسبت به کنون(کنون، همان آثاری که از گزند زمان سربلند بیرون آمدند و زمان به ما میگوید که آثار هنری می می­اند برای مثال: سیب­زمینی­ خورها- جیغ – سنگ شکنان- دوشیزگان­ آوینیون- معراج سلطان محمد- دیوان حافظ – نمایشنامه­ های شکسپیر-  آثار هومر، شاهنامه­ ی فردوسی و …).

این نقد بیان می­کند که آثاری که کنون شده­ اند به این دلیل بوده، که برای وضع موجود دوران خودش خطری ایجاد نمی­ کرده ­اند. به این دلیل سعدی خوب و با ارزش است یا حافظ خوب  است چون زنان، در کتابش جنس دوم­ اند، با قدرت کاری ندارد، نقد حکومت نمی کند، فیگور انقلابی نیست و چیزهایی از این دست، برای تمام آثار کانن. و زیبایی شناسی در واقع مجموعه ای از این چیزهاست.

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان