همگرایی از منظر فدرالیسم

  • توسط اعرابی
  • ۱۳۹۸-۰۵-۱۴

همگرایی از منظر فدرالیسم

از نظريه هاي ارائه شده در زمينه همگرايي، نظريه فدراليسم است. طرفداران مکتب فدرالیسم به همگرایی ازدید حقوقی ونهادی می‌نگرد.از نظر فدرالیست‌ها همگرایی نه یک فرایند بلکه یک مرحله نهایی است.این افراد پذیرش فدرالیسم در هردوسطح منطقه ای وجهانی را توصیه کرده وعمدتا نظام هرج ومرج آمیز متشکل ازدولتهای ملی را مسئول جنگها می دانند.

فدرالیسم

اين نظريه قديمي ترين سنت فکري در زمينه همگرايي بين‌المللي است و فدراليست‌ها اتحاد و وحدت ميان دولت‌ها را بر اساس وجود يک نوع قانون اساسي که در آن دولت‌هاي شرکت کننده ملزم و متعهد به اجراي مفاد آن هستند و در چهارچوب يک واحد فوق ملي مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهند.
در واقع کشورها به طور آگاهانه و ارادي و بر اساس قانون اساسي بخشي از اختيارات و اقتدار سياسي، نظامي و اقتصادي خود را به مرکز يا نهاد مرکزي اعطاء کرده و خود واحدهاي دولتي چندگانه، همچون يکي از ايالات دولت فدرال عمل مي‌کنند.

جهانگرایی فدارالیسم

فدراليست‌ها معتقدند مي توان چنين مکانيسمي را به سطح سياست بين الملل تعميم داد، که در اين روند يک نهاد فوق ملي دولت فدرال و نيز تعدادي از واحدهاي سياسي بر مبناي يک قانون اساسي مشترک بوجود مي آيد و با تفويض بخش عمده اي از اقتدار دولت‌ها به يک نهاد ملي، از شدت وحدت ملي، ملي گرايي، حساسيت و حاکميتهاي جداگانه کاسته شده و جهانگرايي جايگزين آن مي شود.

همگرایی در مرحله نهایی

از نظر محققين فدراليست، همگرايي نه يک فرايند بلکه يک مرحله نهايي است. همگرايي از اتحاديه هاي سياسي بين سرزمين هايي حکايت مي کند که قبلاً از حاکميت و استقلال برخوردار بوده اند مثل ايالات متحده و سوئيس که هرکدام از ايالات فعلي از استقلال و حاکميت برخوردار بودند.
اين افراد پذيرش فدراليسم در هر دو سطح منطقه اي و جهاني را توصيه کرده‌اند و عمدتاً نظام هرج و مرج آميز متشکل از دولتهاي ملي را مسئول جنگ‌ها مي دانند.
به نظر فدراليست‌ها مي‌توان با ايجاد فدراسيوني از کشورها بدون نياز به حل تفاوت‌هاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي تمايل نخبگان را به کنار گذاشتن حاکميت سياسي دولت‌ها برانگيخت. در اروپاي بعد از جنگ جهاني دوم، با توجه به افزايش رقابت و نفوذ آمريکا و اتحاد شوروي در اين قاره، تفکر نزديکي کشورهاي اروپايي از جايگاه خاصي برخوردار گشت.

سایر نظریه پردازان فدرال

نظريه پردازان بعدي فدرال مطرح مي کنند که به تعاريف قانوني ساختارهاي نهادي کمتر توجه داشته، بيشتر به اجماع سياسي – اقتصادي اهميت مي‌دهند و وظايف آنها را بررسي مي کنند. ولي در برداشت کنفدراليستي، دولت‌ها از استقلال عمل و حاکميت بيشتري برخوردارند. فدراليستهاي معاصر مي خواهند در زمينه تحقق اهدافشان نسبت به اهداف خود واقع بين تر باشند و آماده اند يک اتحاد فدرال به طور تدريجي، بسازند.

ضعف‌های اساسی فدرالیسم

نظريه فدراليسم با وجود سابقه تاريخي آن و حتي از نظر تأکيد بر اقدامات ارزشي و مسائل سياسي، داراي ضعف هاي اساسي‌ است. اين ضعف ها از آنجا ناشي مي شود که اين نظريه نقش عوامل اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي معاصر را در روند همگرايي ناچيز شمرده و فرضيات خود را صرفاً بر روي تجربه هاي تاريخي استوار ساخته است.

خاتمه کلام

فدرالیسم از تبيين قانع کننده در مورد تلاش‌هاي همگرايي ناتوان است و از طرفي در عمل، تجربه هاي تازه فدراليسم(همچون تجربه اتحاديه اروپا)، در دهه‌هاي اخير نتوانسته است موفقيت چنداني به دست آورد.

اتحادیه اروپا

اتحادیه اروپا توانسته است با عملکرد خود به یکی ازقطب های قدرتمند جهانی پس از فروپاشی نظام دوقطبی تبدیل شود ودر حال حاضر کمترکشوری یافت می شود که با اتحادیه اروپا مبادلات تجاری نداشته باشد ویا کمتر واقعه سیاسی درجهان بوقوع می پیوندد که این اتحادیه به گونه ای ،نسبت به آن عکس العمل نشان نداده باشد

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان