ویژگی افراد ماهر در تخلیه خشم

  • توسط مهسا کمیلی
  • ۱۳۹۸-۰۵-۰۳

ویژگی افراد ماهر در تخلیه خشم

۱-ویژگی افراد ماهر در تخلیه خشم  به گونه ای عمل نمی کنند که به خود آسیبی وارد کنند.

۲- به گونه ای عمل نمی کنند که به فرد یا افراد دیگر آسیبی وارد کنند.

۳- به حق و حقوق خود آگاهی داشته و سعی می کنند تاحد ممکن مانع از ضایع شدن آن شوند.

مرحله اول کنترل خشم:

خودآگاهی هیجانی

این احتمال وجود دارد که وقتی در موقعیت هایی قرار می گیریم که برانگیزننده ی احساسات و هیجان هایی نظیر خشم هستند، در این حالت ها غرق شده و متوجه احساس و هیجان درونی خود نباشیم. آگاهی نداشتن از احساساتی نظیر خشم باعث می شود که خشم بوجودآورنده ی رفتار شود و به احتمال زیاد رفتاری که ناشی از این احساس و هیجان باشد، رفتار صحیحی نخواهد بود. درست است که وقتی ما در یک موقعیت خشم برانگیز قرار می گیریم، امکان دارد که عصیانی شویم، ولی اینکه اگاهی داشته باشیم که عصبانی هستیم نقش بسیار مهمی در کنترل کردن خشم ایفا می کند این مرحله “خود آگاهی هیجانی” نامیده می شود. منظور از خود اگاهی هیجانی این است که فرد احساسات و هیجان های خود در موقعیت های مختلف آگاهی داشته باشد.

طی این مرحله دو عمل مهم جهت کنترل خشم صورت می گیرد:

  • با گفتار درونی حالت هیجانی را در خود تشخیص می دهیم.
  • سعی کنیم به علت خشم خود پی ببریم.

مرحله دوم مهارت کنترل خشم: خنثی کردن خشم

الف: شیوه های بلند مدت

۱- ورزش های هواز ۲- آرمیدگی  ۳- پیش بینی  ۴- تخلیه ی احساسات منفی گذشته

ب: شیوه های کوتاه مدت

۱- خود آگاهی هیجانی ۲- تنفس عمیق ۳- روش های حواس پرتی – شمردن اعداد – به یادآوردن شعر – به یاد آوردن یک خاطره یا تصویر ناخوشایند – به یاد آوردن یک لطیفه- فکر نکردن.

مرحله سوم مهارت کنترل خشم: قاطعیت

افراد در مواجهه با موقعیت های خشم برانگیز عموماً به چهار شکل عکس العمل نشان می دهند

دسته اول افرادی هستند که به صورت مشخص، در هنگام خشم، آن را فرو می خورند و هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. به این افراد منفعل گفته می شود. دسته دوم افرادی هستند که بر خلاف دسته اول به محض عصبانی شدن، به صورت مشخص، خشم خود را بروز می دهند. به این دسته از افراد پرخاشگر گفته می شود. دسته سوم، افرادی اند که به صورت نامشخص پرخاشگری می کنند.

کله شقی، اشکال تراشی، مسامحه پشت گوش انداختن ویژگی های این دسته از افراد است. و در نهایت دسته چهارم افرادی هستند که بهترین و مناسب ترین برخورد را در مواجهه با موقعیت های خشم برانگیز از خود نشان می دهند؛ افراد قاطع کسانی اند که دو مرحله قبلی کنترل خشم را با موفقیت به پایان رسانده اند و در مرحله پرخاشگرانه رفتار کردن، با فرد مقابل که موجب خشم وی شده است ، گفتگو می کنند.

ديويد گيل (۱۹۷۵)، فرآيند پنج بعدي سبب شناسي خشونت خانوادگي را به اين صورت ارائه کرد:

۱- تعريف جامعه از کودکي شامل حقوق و انتظار از کودکان.

۲- فلسفه اجتماعي جامعه، ارزش هاي عمده و اصيل، مفاهيم جامعه در مورد انسان ها و ماهيت آموزشي.

۳- انتظارهاي اجتماعي در زمينة استفاده از خشونت در برآوردن نيازهاي شخصي.

۴- بافت هاي استرس آميز زمينه ساز شامل فقر، ازدحام، فقدان منابع، تعداد زياد کودکان وانزواي اجتماعي.

۵- اشکال متنوع آسيب شناسي رواني.

دیدگاه های نظری خشم

در واکنش به فهم علل و عوامل مؤثر در خشونت، نقش آسيبهاي محيطي و شرايط تربيتي و غيره، رويکردهاي هدفمند و چند بعدي جامعي، در سال هاي اخير شکل گرفته اند.

۱- ديدگاه زيستي

ميزان همگامي ارثي بالاتري در خانواده هاي افراد خشن ديده مي شود و عوامل زيستي متعددي مانند تأثير داروها و سوء مصرف مواد، سطح هورمون ها، صدمه به مناطق خاص مغز و ناقلان عصبي به تناوب در فرآيند خشونت دخيل دانسته شده اند.

۲- ديدگاه فرويد

پس از بروز جنگ جهاني اول، فرويد وجود غريزه اي به نام تاناتوس يا نيروي مرگ را عنوان کرد که انرژي آن در جهت تخريب زندگي است. وي اين نظريه را مطرح کرد که به موجب آن تاناتوس با مکانيزم هاي جابه جايي، نيروي خود را به سمت بيرون معطوف مي کند و مبناي خشونت بر ضد ديگران واقع مي شود. در واقع پرخاشگري به طور عمده از تغيير جهت غريزة خود تخريب گر مرگ به سمت ديگران ريشه مي گيرد.

۳- ديدگاه يادگيري اجتماعي

خشونت، رفتاري است که مثل ساير فعاليتها اکتساب و حفظ مي شود. از نظر اين ديدگاه خشونت فردي ريشه در عواملي چون تجربة گذشته فرد پرخاشگر، يادگيري و طيف وسيعي از عوامل مربوط به موقعيت بيروني او دارد.  براي مثال، سربازان در زمان جنگ، به خاطر کشتن افراد دشمن، نشان لياقت مي گيرند. تجربه رفتارهاي متضاد والدين، مصرف مواد در منزل، فقدان کارکردهاي مناسب خانواده، مشاهده مصرف مواد توسط والدين و خشونت آتي مي تواند احتمال ارتکاب کودکان به خشونت خانوادگي و نيز مصرف مواد را در بزرگسالي افزايش دهد که تداوم بين نسلي اعتياد و خشونت را همراه با تغييرات ساختاري خانواده به دنبال دارد و در اين شرايط رواج دور باطل اعتياد و خشونت خانوادگي افزايش مي يابد.

۴- ديدگاه اسناد

اسنادهاي همسران و کودکان در مورد شرايط زندگي، به رضايت و خشونت آنها از خانواده بر مي گردد. همسران افراد معتاد، احتمالاً مشکلات زناشويي و رفتارهاي منفي و پرخاشگرانة شوهر يا همسر معتاد را به ويژگي هاي شخصيتي کلي او نسبت مي دهند و اين رفتارها را تعمدي، با بدخواهي و مستحق سرزنش مي دانند. از عواقب اسنادهاي منفي و نامناسب،کاهش رضايت خانوادگي و کيفيت سيستم حمايتي خانوادگي است. که خود رابطة مستقيمي با خشونتهاي خانوادگي دارد.

۵- ديدگاه گرايش به خشونت

مردان يا افراد خشن گرايش بيشتري به استفاده از خشونت در زندگي خانوادگي دارند . با اين حال، سطح کلي ميزان پرخاشگري افراد در سيستم خانوادگي با زير بناي اعتياد، دقيقاً تمايل به ارتکاب خشونت را توجيه نمي کند، بلکه پرخاشگري کلي افراد معتاد با عوامل ديگري چون تجربة ميزان استرس، استفادة ابزاري از خشونت و عدم وابستگي عاطفي بين طرفين ارتباط نزديکي دارد.

۶- ديدگاه فمينيستي

پديده هاي تاريخي، مرد سالاري، شرايط اجتماعي و سياسي ارکان خشونت را فراهم مي سازد. تصميم گيرهاي عمده توسط معتاد، سبک تصميم گيري مردسالارانه، زمينة ساختاري پدر سالاري اجتماعي در تعامل با هم مي توانند در شرايط نابرابري ساختار بالا، نرخ خشونت را به ميزان زيادي افزايش دهند.

هر کدام از ديدگاه هاي فوق، پديده خشونت خانوادگي را براساس مباني تئوريک خود مورد مطالعه قرار مي دهند. خشونت از نظر ما يک پديدة چند بعدي است که از تعامل بين عوامل فردي (مثل برانگيختگي فيزيولوژيک، برانگيختگي جنسي، درد و … ) موقعيتي (مثل ناکامي، رنجاندن مستقيم، خشونت تلويزيون و … ) و عوامل اجتماعي (مثل آلودگي هوا، سر و صدا، ازدحام و … ) ناشي شده است و تحت تأثير عوامل تاريخي و فردي، تعامل اعضاي خانواده وديگران، نهادها و ساختارهاي اجتماعي سياسي رسمي و غير رسمي (فرهنگ به معناي عام) است .

 

 

 

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان