گونه روایی اسطوره در ادبیات

  • توسط حسینی رضایی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۰۹

گونه روایی اسطوره 

گونه روایی اسطوره : اسطوره شناسی بخشی است از مردم شناسی فرهنگی که خود از مردم شناسی منشعب می شود. مردم شناسی فرهنگی به بررسی و یافتن قوانین عمومی قالب های رفتاری انسان در همه ی ابعاد آن می پردازد و می کوشد توجیهی عمومی از این پدیده ی اجتماعی – فرهنگی به دست دهد. اسطوره شناسی با بررسی مجموعه های اساطیری زنده یا مرده و یافتن کیفیات عمومی و کلی آن ها در خدمت مردم شناسی فرهنگی قرار می گیرد و می تواند به تاریخ – باستان شناسی – روان شناسی و مطالعات مربوط به دین شناسی و تاریخ و فلسفه یاری رساند و خود متقابلاً از نتایج آن رشته ها بهرمند شوند.

تاریخچه

در صد سال اخیر , علاقه به این مبحث رو به افزایش بوده و دلیل افزایش این علاقه هم  بیشتر برای این بوده که اسطوره ها دیگر داستان هایی کودکانه یا توصیفاتی غیرعلمی از جهان تلقی نمی شدند, بلکه نگرشی جدی از حقیقت به شمار می رفتند.اساطیر در جامعه امروز و گذشته با حضور پیوسته خود به صورت بخشی از  تار و پود حیات بشر – بیان باور ها – شکل دهنده ی رفتار ها و توجیه رسوم , ارزش ها و سنت های آنان در آمده است, بنابر این در این قسمت صحبت از علمی به نام علم اسطوره شناسی به عمل می آید.

ارکان

در این مبحث باید به سه مفهوم توجه داشته باشیم : ” ۱- اسطوره / ۲- آفرینش / ۳- مرگ ” می شود گفت این سه کلمه, سه رکن اصلی هستند. ما باید بدانیم که اسطوره چیست؟ و یا چگونه خدایان و ایزدان آفریده شدند؟ و پایان و مرگی نیز برای آنها هست؟ این سه رکن هر کدام به جزءهای مختلفی تقسیم می شوند.

ویژگی ها و مختصات

اسطوره پدیده ای است منحصراً عقلانی است و احساس در آن هیچ نقشی ندارد حتی از این حد نیز می توان فراتر رفت و گفت  توجیه اخباری و ظاهری امری واقعی است ،بی آنکه رمز و یا تمثیلی در آن باشد و تنها در اواخر دوران تحویل و تطور اساطیری است که رمز و تمثیل به دست شاعران و فیلسوفان در این مبحث راه می یابد. اگر با دقت به مطالعه ی تاریخ بپردازیم ،خواهیم دید که مساله ی هویت و ذهنیتی که ایرانیان برای خودشان قائل می شدند ،در قالب همان داستان های اسطوره ای قبل از اسلام وجود داشت .

نقش اسطوره ها در تاریخ سیاسی و فرهنگ ایران

یکی از عوامل مهم تداوم بخش تاریخ سیاسی ،دولت و فرهنگ ما ایرانی ها وجود این اسطوره ها بود . فرهنگ ایران از دیر باز با باورها ،اعتقادات ،آداب و رسوم و اسطوره هایی پیوند یافته که هر کدام بیان گر نیازی خاص و بازتاب هویت ملی – میهنی مردم این سرزمین بوده است .بسیاری از اشاره های اساطیری با معتقدات دینی و مذهبی پیوندیافته اند و با گذشت زمان به تکامل رسیده و به عنوان جزء لاینفک و ضروری به حیات خویش ادامه می دهند . اسطوره بیانگر الگوهای برتر و انسان های آرمان گراست .

ماهیت اساطیر

در اسطوره انسان به دنبال دنیایی برتر و بالاتر از این دنیاست .دنیایی همچون مدینه ی فاضله.  اگر چه گاهی بر مبنای اغراق و چاپلوسی هستند تا حقیقت جویی اما می توان جنبه ی اخلاقی آنها را از خلال ادبیات گذشته باز شناخته و در موارد درست آنها به داوری پرداخت اما این کار به مطالعه ی عمیق و دقیق نیاز دارد . در غیر این صورت نمی توان به مطالب افسانه ای اعتماد کرد .چیزی که یک اسطوره را ارزشمند جلوه می دهد ،شناخت و استخراج ویژگی های واقعی آن و تطبیقش با باورها و اعتقادات جامعه است .

فواید

باشناخت اسطوره های یک منطقه و یک قوم می توان تصویر درست و روشنی از فرهنگ یک ملت را ترسیم کرد. این ها نماد فرهنگ یک جامعه هستند و بازتاب تجربه و روایت تاریخی مردم در طول سالیانی است که آنها را به ارث برده اند بسیاری از اساطیر فرهنگ ما از گزند فراموشی رهایی یافته در طول تاریخ ،ملت های قهرمان خواسته اند و با این قهرمان اسطوره سازی کرده اند. البته اسطوره سازی ویژگی های خاص خود را دارد و زمان و مکان خویش را می طلبد تا در یک جامعه مقبول باشد و باعث رشد و تداوم فرهنگ آن جامعه گردد.

نمونه ها

مانند فردوسی که از رستم قهرمانی می سازد که در سال های بعد و در طول قرن های متمادی به یک اسطوره تبدیل می شود .اساطیر ملی که مردم آنها را پذیرفته باشند .مانع انحلال و رکود و شکست هویت ملی و فرهنگ یک جامعه می گردند همان گونه که شاهنامه نقش بنیادی در اتحاد ملی ایرانیان در طول تاریخ تا امروز ایفا کرده است .

ارتباط اسطوره با حماسه

از ویژگی های عمده ی آن ارتباط تنگاتنگ آن با حماسه است . ارتباطی که موجب می شود تا حماسه از یک رویداد جنگی و درگیری فیزیکی انسانها با یکدیگر یا با طبیعت به موضوعی ماورایی تبدیل شود و قابلیت تأویل و تفسیر یابد . زمانی محبوب و سرنوشت ساز می شوند که طی سالیان طولانی مردم از آنها الگو بردای کنند و درس بگیرند . آن عینی شدن و تجربه ی اجتماعی بشر است نه تجربه ی فردی او . آرزوی شخصی است که تشخص یافته است.

شاخص های اسطوره

اسطوره آسیب پذیر است و استدلال های عقلی راهی بدان ندارند و نمی توان آن را با قیاس منطقی رد کرد در اساطیر نیروهای طبیعی ،جادو ،سحر و….نقش آفرین بوده اند .شاخص ترین ویژگی شخصیت های آن، جنگاوری ،رویین تنی و آرمان گرایی آنهاست .اسطوره ها از اجزا و عناصر مختلفی ترکیب یافته اند که از آن میان می توان به مذهب ،آیین، حماسه،تمدن و فرهنگ،اخلاق،ادبیات ،داستان ،افسانه ،نوعی همدمی سحر آمیز بین افکار، تصاویر و اشیا که سبب می شود جهان اساطیری مانند رؤیای عظیم جلوه کند که در آن هر چیز ممکن است از چیز دیگری پدید آید.

خاتمه کلام

اسطوره هر چند به عنوان تبیینی برای عالم به شمار می رود اما دیگر در مقام تبینی در هیات اساطیری نیست بلکه به عنوان نوع کاملا مستقلی از تبیین لحاظ می شود بنابراین مسئله نه به اعتبار علمی آنها بلکه بر سر سازگاری آن با علم است. رابطه میان آن وادبیات اشکال متفاوتی داشته است بارزترین شکل این رابطه بکارگیری اسطوره در آثار ادبی بوده است .

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان