ويژگي ­هاي روان­شناختي كارآفرينان

  • توسط الهام امامی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۲۷
ويژگي ­هاي روان­شناختي كارآفرينان

ويژگي ­هاي روان­شناختي كارآفرينان

ويژگي ­هاي روان­شناختي كارآفرينان

ويژگي ­هاي روان­شناختي كارآفرينان

تحقيقات نشان داده ­است، با وجود تفاوت­ هاي فردي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي، ويژگي ­هاي مشترك قابل تأملي بين كارآفرينان وجود دارد. البته اين ويژگي­ها منحصر به فرد نبوده و هر يك از كارآفرينان بالقوه يا بالفعل به يك نسبت، از اين ويژگي ­ها برخوردار نيستند. انديشمندان در شاخه­ هاي مختلف علوم (‌اقتصاد،‌ جامعه شناسي، روان­شناسي، مديريت و غیره)، ويژگي­ ها و خصایصي را به اين دسته از افراد نسبت داده و آن­ ها را با اين خصایص مي شناسند.

مهم­ترین ویژگی­ها و خصوصیات روان­شناختی در بین کارآفرینان عبارت است از: ۱- داشتن انگيزه «نياز به موفقيت». ۲-  نياز به استقلال.. ۳- ريسك­پذيري. ۴- گرايش به خلاقيت و نوآوري. ۵- روحيه شكست­ناپذيري. ۶- مركز كنترل دروني. ۷- توانايي ساخت تيم­هاي كاري. ۸- خوش­بيني.

ويژگي­ هاي جمعيت­ شناختي كارآفرينان

از ديدگاه جمعيت­ شناختي اين پرسش قابل طرح است كه آيا كارآفريني به عواملي هم­چون سن. تحصيلات. مهاجرت. الگوي نقش. تجربه قبلي و غیره ارتباط دارد. ؟ اين­كه آيا كارآفرينان، كارآفرين متولد مي­شوند يا اينكه اين توانايي اكتسابي است.؟

البته نمي ­توان سن مشخصي را براي شروع يك فعاليت کارآفرینانه به­ طور قطع معين نمود. اما تجربه ثابت كرده ­است بهترين زمان براي كارآفريني، از زمان ۲۵ سالگی تا اوائل چهل سالگي می ­باشد. زیرا ویژگی­ های مهم کارآفرینانه که مرتبط با ویژگی­ های شخصیتی افراد می­ باشند؛ نظیر ریسک ­پذیری در این گروه سنی بیشتر دیده می­ شود.

در مورد الگوی نقش نیز می ­توان گفت وجود يك الگوي نقش، سبب تشويق تلاش ­هاي كارآفرينانه در فرد مي­ شود. زیرا كسي خواهان موفقيت است، تنها بايد كساني را كه موفقيت كسب كرد ه­اند الگو قرار دهد.

اثر نارضایتی شغلی

نارضايتي نیز یکی از مهم­ترین علت اصلي دور شدن فرد از شغل خود مي ­باشد. در مورد كارآفرين، نارضايتي از شغل قبلي نه­ تنها او را وا می ­دارد كه كار خود را ترك كند، بلكه اين عقيده را در وي ايجاد مي­ كند كه كار كردن در هيچ ­جاي ديگري ارضاء كننده نخواهد بود.

اين نارضايتي مي­ تواند در موفقيت شغل جديد به طور غيرمستقيم تأثير داشته باشد. بروك هاوس، در مقايسه كارآفرينان موفق و ناموفق نتيجه گرفته كه نارضايتي كارآفرينان موفق از مشاغل قبلي خود به هنگامي كه تصميم به شروع فعاليت جديد گرفتند، بيشتر از نارضايتي كارآفرينان ناموفق بوده ­است.

جایگاه اجتماعی

در مورد جايگاه اجتماعي پايين و تاثیر آن بر رفتار کارآفرینانه می­ توان به قرار نگرفتن فرد در پايگاه اجتماعي مورد انتظار اشاره نمود. هومنز، در مطالعات خود براي بررسي تأثير پايگاه اجتماعي بر رفتار فرد، سه موقعيت اجتماعي پايين، متوسط و بالا را در نظر مي ­گيرد. وي در نتايج حاصله­ از تحقیق خود چنين آورده كه هنگامي كه اختلاف بين پايگاه اجتماعي فرد و خود وي وجود داشته باشد، او را به انجام رفتارهاي متفاوت تحريك مي­ نمايد.

تحصیلات

در خصوص ارتباط تحصیل با کارآفرینی، هورنادي و تايكن، در پژوهش خود دريافتند كه بسياري از كارآفرينان موفق، احساس مي ­كنند كه قبل از نسل جوان كنوني، تحصيلات اهميت كمتري براي كارآفرينان داشته است. در مقابل هندرسون و رابرتسون، در سنجش نگرش دانشجويان نسبت به حرفه و شغل كارآفريني بر اهميت نقش تحصيلات در كارآفريني تأكيد دارند.

وسپر، در مورد تحصيلات معتقد است كه كارآفريناني كه احتمال شكست­شان بيشتر است،‌ كساني هستند كه تجربه دارند اما تحصيلات ندارند. دومين گروه از كارآفرينان كه احتمال شكست آن­ها بيشتراز دسته اول است، كساني ­اند كه آموزش ديده­ اند اما تجربه ندارند.

 ارتباط تجربه ­كاري و نارضايتی از شغل

به ­طور کلی بايد اين نكته را در نظر داشت كه به همراه بالا رفتن سطح تحصيلات جامعه، سطح تحصيلات كارآفرينان نيز افزايش يافته است. در ارتباط با تجربه ­كاري و نارضايتی از شغل قبلي، تحقیقات مختلف نشان داده است، اين ويژگي ­ها مي­ توانند تأثير به سزايي در كارآفرين شدن فرد داشته باشند.

بطور نمونه، كوپر، در تحقيقات خود دريافت كه بيش از ۹۷ درصد شركت­هاي جديد كه در زمينه­هايي با فن­ آوري بالا فعال هستند. حداقل داري يك مؤسس بوده­ اند كه قبلا در همان صنعت كار كرده و تقريبا ۸۵ درصد شركت­ هاي جديد داري كالاها يا خدمات اوليه ­اي بوده ­اند كه در آن­ها از تجربه قبلي مؤسس استفاده شده است.

نتایج بررسی ها

همان­طور که از تحقیقات و مطالب فوق استنباط می­شود، می­توان نتیجه گرفت که ویژگی­ های جمعیت­ شناختی کارآفرینان، عوامل و مولفه­ هایی هستند که باید به عنوان متغیرهای تاثیرگذار بر شناسایی کارآفرینی و کارآفرینان در پژوهش ­های محققین مورد توجه قرار گیرند.

این متغیرها یا به تعبیر دیگر این عوامل بسته به شرایط مختلف، نقش­ های متفاوتی را در روند شناسایی و اثرگذاری به خود اختصاص می­ دهند. که با توجه به تفاوت­ های فرهنگی، اجتماعی و غیره، نتایج مختلفی را از خود نشان می­ دهند. شناسایی هر یک از این ویژگی­ ها و بررسی اهمیت هر یک از آن­ها در تحقیقات گوناگون از اهمیت بالایی برخوردار بوده و بسته به نگرش و نگاه محقق می­ توانند نقش­ های متفاوتی را ایفا نمایند.

ويژگي ­هاي شخصي و فردي افراد

علاوه بر موارد فوق، بسياري از صاحب­ نظران عقيده دارند، هرچند ويژگي ­هاي شخصي و فردي افراد در كارآفريني بسيار تعيين كننده می‌باشند. اما بافت اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي كه فعاليت كارآفرينانه در آن صورت مي ­گيرد نیز بسيار مهم است. و تحت­ تأثير ويژگي­ هاي فردي قرار ندارد.

در اين ديدگاه عوامل فرهنگي- اجتماعي شامل طبقه اجتماعي، تجربيات، زمينه ­ي خانوادگي، آموزش و ديگر نيروهاي فرهنگي و اجتماعي در محيط مي­ باشند. و عوامل اقتصادي نيز در دسترس بودن سرمايه، مؤسسات ملي و اعتباري، عوامل عرضه و تقاضا و ساختار بازار را در بر مي­ گيرند.

با توجه به موارد گفته ­شده می­ توان عنوان نمود، برخي از شرايط مساعد محيطي براي كارآفريني عبارتند از: وجود فرصت ­هاي مناسب، وجود الگوهاي موفق، تلقي مثبت در فرهنگ جامعه نسبت به كار، فرهنگ نوپرور و تغييرطلب، زمينه ­هاي مساعد اقتصادي، امنيت، ثبات سياسي، بوروكراسي تسهيل كننده، قوانين و مقررات و پيشتيباني.

به عنوان نمونه، شيور و اسكات، در مطالعه خود نقش عوامل محيطي را عنصري حياتي در فعاليت­ هاي كارآفرينانه در­نظر گرفتند. از نظر آن­ها نكته اصلي در برخورد با محيط، درك آن است. نه­ تنها درك افراد از عوامل گوناگون در محيط تغيير مي ­كند بلكه افراد مختلف نيز عوامل محيطي را به صورت متفاوتي درك مي­كنند.

 

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Solve : *
18 + 28 =


اخبار

سینما و هنر

جهان