مفهوم بهنجاری و نابهنجاری

  • توسط مهسا کمیلی
  • ۱۳۹۸-۰۴-۲۵

مفهوم بهنجاری و نابهنجاری

از هر نقطه که به مفهوم بهنجاری و نابهنجاری بنگریم در می یابیم که مفاهیمی نسبی هستند و انحراف از یک هنجار ،هنجاری که مورد قبول باشد ممکن است به اندازی ناچیز جلوه گر شود که موجب هیچ نوع نگرانی نشود یا ممکن است ،تا اندازه ای قابل توجه باشد که تریدی درباره ماهیت مرضی یا نابهنجار آن باقی نماند ؛به صورت ،دوگانگی مطلقی که در آن بهنجار دو اصطلاح جدائی ناپذیرند و نمی توان یکی از انسانها را بدون توجه به دیگری تعریف کرد.

طبیعی است که ارتباط بین سلامت و بیماری و همچنین سلامت روان و بیماری روانی را دو انتهای یک پیوستار در نظر بگیریم . اهمیت این استدلال فلسفی از آن جهت است که ،زیر بنای نگرش های بسیاری از پزشکان و سیاست های ملی را برای ارتقاء سلامت روان تشکیل می دهد . جدا سازی مفهومی سلامت روانی از بیماری روانی مزیت های متعددی به همراه دارد . مهمترین آنها جدائی سلامت از بیماری تاکید بر ارتقاء سلامت روان است.

وضعیت سلامت روان

وضعیت سلامت روان به طور کلی با بیماری روانی و بروز آن مرتبط است . وضعیت سلامت روان به تجربه عمومی سلامت روان در جامعه که گاه از طریق تحقق رسمی و یا غیر رسمی تجربه می شود ،اشاره دارد . چنین تحقیقاتی بر اساس مفهوم سازی و اندازه گیری سلامت روان بر اساس تظاهرات روانشناختی همچون کیفیت زندگی انجام می گیرد نه حالت های فیزیولوژی.

معیار سلامت روانی

رفتار انسان فوق العاده پیچیده است و تعیین اینکه کدام رفتار وی بهنجار و سالم و کدام رفتار نابهنجار و غیر سالم است نیاز  به معیار های دقیق دارد و برای مشخص نمودن سلامت روان یک فرد معمولا یکی از سه معیار زیر به کار می روند:

۱-معیار میانگین آماری :

با توجه به این معیار کسی دارای سلامت روانی است که در ویژگی و رفتار خاص حول کیانگین آماری باشد . مثلا در خصیصه هوش کسی که در حد میانگین و دارای نمره صد باشد دارای هوش طبیعی است. و آن کس که از این میانگین پائین تر باشد دارای اشکال هوشی است .

در تست های روانی از این معیار استفاده می شود و در برخی از آنها نمره پائین تر از میانگین (مانند تست های هوش ) و در برخی نمره بالاتر از میانگین (مانند تست های افسردگی و شخصیت ) نشانه نابهنجاری و اختلال است ایرادی که به این معیار می گیرند این است که اگر ابزار سنجش دقیق نباشد و چنانچه آزمون انگیزه ای برای پاسخ دادن نداشته باشد و یا نتواند پاسخ دهد نمره بدست آمده شاخص دقیق رفتار فرد نیست.

۲-معیار سازگاری اجتماعی :

در این  معیار ،کسی از نظر روانی سالم است که با موقعیت های اجتماعی سازگار باشد و روابط مناسب و قابل قبولی از نظر اجتماعی یعنی در خانواده ،جامعه و محیط کار داشته باشد.

در این معیار نرم سلامت روان را جامعه تعیین می کند و بر حسب هر جامعه ای متفاوت خواهد بود ، اگر کسی روابط خانوادگی ناجوری داشته باشد و یا با جامعه روابط مناسبی نداشته باشد و یا کارائی خوبی در محیط کار نداشته باشد ،دچار اشکال در سازگاری و به دنبال آن اختلال رفتاری است ،و چنین فردی از سلامت روانی برخوردار نیست .

نظر به اینکه این مهیار بستگی به وضعیت اجتماعی دارد و گاهی خود معیار اجتماعی برای سازگاری نامناسب است ،لذا ممکن است فرد با چنین معیاری خود را تطابق داده باشد ولی باز آن رفتار از دیدگاه علمی و معیارهای بالینی رفتار ،سازگارانه نباشد.

۳- معیار تشخیص بالینی :

امروزه این معیار برای تعریف سلامت روانی بکار می رود در این معیار کسی نابهنجار خواهد بود.

که علائم مشخص بیماریها را داشته باشد.

معیار تشخیص بالینی در اثر تجربه بیماران و نابهنجار خواهد بود که علائم مشخص بیماریها را داشته باشد .

معیار تشخیص بالینی در اثر تجربه بیماران و برخورد با اختلالات رفتاری بدست آمده است .

در تمام کتابهای تشخیص از قبیل DSMهاو ICDها معیار تشخیصی بیماریها آمده است.

و برای تشخیص اختلال رفتاری و نوع آن از این مراجع استغاده می شود.

کمالگرایی

تلاش انسانها برای کمال گرائی و فعالیت رساندن تونائیها خویشتن باعث حرکت آنان می شود ،در این زمینه باید به انتخاب بپردازند ،شکست فرد در انتخاب موثر ،طبیعت او را که موجودی خود شکوفا است خدشه دار می سازد و عدم توانائی او در بکارگیری فکر منطقی ،او را از کمال باز می دارد . و هر چه مفهوم و برداشت فرد از خویشتن را تهدید کند و به خود شکوفائی او لطمه زند به اشکالات رفتاری می انجامد

قبلی «
بعدی »

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اخبار

سینما و هنر

جهان